روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٣ - ترجمه
چه راى است؟گفتند:راى آن است كه بفرمايى تا چند پاره [١]جامع بيارند و مفرّق كنند و بر سر نيزهها كنند و گويند:اى قوم!ما شما را با كتاب خداى مىخوانيم تا ميان ما حاكم [٢]باشد،[همچنين كردند] [٣]و سلاح بينداختند و مصحفها و ورقها بر سر نيزهها بستند،و اين ندا كردن گرفتند.لشكر اميرالمؤمنين [٤]از جنگ بازايستادند، مگر اندكى كه مستبصر بودند.
اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:يا قوم!خطا مىكنى [٥]،
امضوا على بصيرتكم فانّهم ليسوا بأهل دين و لا قرآن و انّما رفعوها [٦]مكيدة [٧]، بر كار خود بروى [٨]كه اينان اهل دين و قرآن نهاند و اين مصحفها به كيد بر سر چوبها كردهاند.شنيدند [٩]و اصرار كردند و گفتند:لا بدّ حكمين بايد كردن و الحاح كردند.
اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:اكنون چون لابد چنين بايد تا من حاكمى [١٠]را اختيار كنم و عبد اللّه عبّاس را اختيار كرد،گفتند:نخواهيم [١١]،ما يمينى [١٢]و مضرىّ [١٣]را خواهيم.گفت:مالك اشتر را،گفتند:اينهمه آفت از او آمد،تا ابو موسى اشعرى را اختيار كردند براى خود و برفتند،و اين حكمين كردند چنان كه معروف است.
چون عمرو بن العاص آن مكيده بكرد،و ابو موسى را بفريفت و او خلع كرد اميرالمؤمنين على را از امامت على زعمه،هم آن قوم كه آن اختيار كرده بودند خارجى شدند و چهار هزار مرد بهيكبار برخاستند و لشكرگاه رها كردند و با جانبى شدند و فرود آمدند.
اميرالمؤمنين عبد اللّه عبّاس را فرستاد به ايشان،و گفت:چرا جدا شدهاى [١٤]؟
[١] .اساس و وز:با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد،آج،لب،فق+قرآن.
[٢] .آج،لب،فق،مر:حكم.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آج،لب،فق،مر+على.
[٥] .تب:مىكنيد.
[٦] .اساس:كلمه به صورت«دفعوها»نيز خوانده مىشود.
[٧] .تب:از اين جا به بعد صفحاتى چند افتادگى دارد.
[٨] .بروى/برويد.
[٩] .آج،لب،فق،مر:نشنيدند.
[١٠] .مر:حكمى.
[١١] .اساس،لب:نخواهم،با توجّه به وز تصحيح شد.
[١٢] .آج،لب،فق،مر:يمنى.
[١٣] .اساس و وز،به صورت«مضرّتى»هم خوانده مىشود
[١٤] .شدهاى/شدهايد.