روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٤ - ترجمه
معاقب باشى آنگه به دست خود كرده باشى همچنان بود كه خود را كشته [٢].
قولى ديگر آن است كه از صادق-عليه السّلام-روايت كردند كه:معنى آن است كه خويشتن در كارزار ميفگنيد [٣]در وقتى كه ظاهر حال آن باشد كه كشته شويد [٤]از ضعف و بىسازى و كثرت و غلبۀ دشمن،و اين آيت جارى مجراى آن بود كه گفت: وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ [٥]،چه اگر چنين كنيد [٦]خود را در خطر نهاده باشيد [٧]و خود را به دست خود كشته.
فضيل عياض را پرسيدند از اين آيت: وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ،چه باشد؟گفت معنى آن است كه:و لا تغفلوا عن حظّ أنفسكم،از بهره و نصيب نفس خود غافل مباشيد [٨]، يعنى براى خود ذخيرهاى نهى [٩]كه آنكس كه او سفرى در پيش دارد و زاد بر نگيرد و به راه برود،خود را بكشته باشد،و اينهمه نزديك است بقوله تعالى: وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ .
يكى را از جملۀ صحابه،رسول[عليه السّلام] [١٠]به سريّتى فرستاد [١١]،و گفت [١٢]مرا در راه [١٣]احتلام افتاد و سرما سخت بود،من نيارستم غسل كردن كه از هلاك ترسيدم،تيمّم كردم و نماز كردم به قوم خود.چون بازآمدم رسول را خبر دادم،مرا گفت:
يا هذا صليت بأصحابك و أنت جنب، به اصحابت نماز كردى و تو جنب بودى.من گفتم:اى رسول اللّه!سرما [١٤]سخت بود و من بر خويشتن خائف بودم، خواستم تا غسل كنم اين آيتم ياد آمد كه خداى تعالى مىگويد: وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ، رسول-عليه السّلام-بخنديد و دگر هيچ نگفت [١٥].
جندب بن عبد اللّه اصحابش را گفت در بعضى غزوات:انّ هؤلاء و لغوا في دمائهم،اينان در خون خود مىشوند،يعنى نه بر بصيرت قتال مىكنند.آنگه گفت:
[٢] .آج،لب،فق:كشتۀ/كشتهاى،مر:كشتهايد.
[٣] .آج،لب،فق:ميفگنى/ميفگنيد.
[٤] .آج،لب،فق:شوى/شويد.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٥.
[٦] .آج،لب،فق:كنى/كنيد.
[٧] .آج،لب،فق:باشى/باشيد.
[٨] .آج،لب،فق:مباشى.
[٩] .مر،تب:نهيد.
[١٠] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[١١] .فق:افتاد.
[١٢] .تب:او گفت.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز مر:در راه مرا.
[١٤] .مر،تب:سرماى.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:دگر چيزى نگفت.