روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٨ - ترجمه
اَلرِّجٰالُ قَوّٰامُونَ عَلَى النِّسٰاءِ -الآية،مقاتل گفت:اين آيت در سعد بن الرّبيع آمد،و او از جملۀ نقيبان بود و در زنش حبيبه بنت زيد بن ابي زهير،و هر دو انصارى بودند.زن بر او نشوز كرد،مرد او را بزد.[او] [١]با پدرش برخاست و به نزديك رسول آمدند به شكايت،و گفت:اى رسول اللّه!من اين كريمۀ خود را در حكم او كردهام، اكنون او را تپنچه [٢]بر روى زد.رسول-عليه السّلام-گفت:قصاص بايد كردن.
جبرئيل آمد و اين آيت آورد.رسول-عليه السّلام-گفت:ما چيزى خواستيم،خداى تعالى چيزى دگر خواست،و آنچه خداى خواست بهتر است،و قصاص برداشت در آنچه از ميان شوهر و زن باشد بر وجه تأديب.
و[قتاده] [٣]گفت:آيت در سعد بن الرّبيع آمد و زنش دختر محمّد مسلمه،و قصّه هم اين [٤]كه رفت.و ابو روق گفت:آيت در جميله بنت عبد اللّه بن ابي أوفى آمد و در شوهرش ثابت بن قيس بن شمّاس،و قصّه هم اين كه [٥]رفت،[گفت] [٦]:مردان قيّمان و ايستادگانند بر زنان گماشته و مسلّطاند،و دست[٣٠٩-پ]ايشان بر زبر است و دست اينان زير،مردان را زبان امر است و گفتار نهى است و دست تأديب است.
و قوّام فعّال باشد من القيام،و اين بنا مبالغه را باشد و كثرت فعل را تا به صنايع و حرف اين بنا مخصوص شد.و زهري گفت و جماعتى علما كه:آنچه از ميان زن و شوهر باشد از جراحات و شجاج در او قصاص نباشد ما دام تا دون نفس باشد،و انّما ديت باشد بر مرد و به حسب آنچه شرع فرموده بود.
بِمٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بَعْضَهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ ،به آن تفضيلى كه خداى داد بهرى خلقان را بر بهرى،گفتند:مراد عقل است،و گفتهاند:بزيادة الدّين و اليقين،ازآنجا كه زن ناقص عقل [٧]ناقص دين است،براى آنكه در ماهى چند روز نماز نتوانند كردن [٨]و روزه داشتن،و گفتهاند:به نقصان گواهى كه گواهى دو زن به يك مرد باشد:
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .تب:طپنچه.
[٦] [٣] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به وز افزوده شد.
[٤] .آج،لب:قصّۀ او هم از اين نوع است.
[٥] .آج،لب،فق:و قصّۀ او هم از اين نوع است كه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز وز+و.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:نتواند كردن.