روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
اگر فرمايد توقّف [١]نكنم.حويصه گفت:اين دينى عظيم باشد كه مردم در آن دين به سبب ديانت برادر را بكشند،و اين حديث او را لطف شد و اسلام آورد،و خداى تعالى اين آيت در قصّۀ كعب بفرستاد.
لتبلونّ،بيازمايند [٢]شما [٣]،و معنى«ابتلا»بگفتيم،و بگفتيم كه:از خداى به چه معنى باشد. فِي أَمْوٰالِكُمْ ،در مالهايتان به زكات و صدقات و احتياج و آفات و خسران و نقصان. وَ أَنْفُسِكُمْ ،و در تنهاى شما به امراض و اسقام و نكبات و مصائب اقارب و مفارقت دوستان.عطا گفت:مراد مهاجرانند كه چو [٤]ايشان هجرت كردند و از مكّه به مدينه آمدند،سرايها و املاك و اسباب رها كردند،مشركان سراهاشان بفروختند و املاكشان به دست فروگرفتند.
حسن بصرى گفت:مراد به ابتلاى تن آن است كه بر مكلّفان واجب كرد از عباداتى كه تعلّق به ابدان دارد،چون:نماز و روزه،و ابتلاى اموال چون:زكات و صدقات و حجّ و جهاد.
وَ لَتَسْمَعُنَّ ،«لام»در هر دو لفظ جواب قسمى مقدّر است،و«نون»تأكيد راست،و ضمّه لام الفعل براى سقوط«واو»جمع است،ابتلا كنند شما را در مالها و تنهايتان،و بشنويد [٥]از جهودان و ترسايان و مشركان عرب چيزهايى كه شما را از آن رنجهاى بسيار باشد. وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا ،اگر صبر كنيد [٦]برآن رنج،و پرهيزگارى كار بنديد [٧]، فَإِنَّ ذٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ،أى من حقّ الامور و جدّها و خيرها.عطا گفت:من حقيقة الايمان،و براى آن كار جدّ و حقيقت را«عزم»خواند كه در وجود نيايد الّا به عزم،نه چون فعلى باشد كه بر سبيل سهو كرده شود [٨].
وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِيثٰاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنّٰاسِ ،ياد كن[اى محمّد] [٩]
[١] .اساس:اگر فرمايد تو را كه برادرى هم بكشم و درنگ نكنم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها اين عبارت تكرار عبارت فوق است،لذا تصحيح شد.
[٢] .اساس،دب،لب،تب:كلمه به صورت«بيازماييد»هم خوانده مىشود.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر+را.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:چون.
[٥] .دب،آج،لب،فق:بشنوى/بشنويد.
[٦] .دب،آج،لب،فق:كنى/كنيد.
[٧] .دب،آج،لب،فق:كاربندى/كاربنديد.
[٨] .آج،لب،فق+قوله.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به ور و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.