روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠ - ترجمه
ماهى بشست و ماهى زنده باشد.و اوّل سنگى كه بر زمين نهادند [١]،شما گفتيد آن سنگ است كه در بناى بيت المقدّس نهاده است،دروغ گفتيد.اوّل سنگ كه بر زمين بنهادند،حجر أسود بود كه جبرئيل-عليه السّلام-از بهشت به آدم آورد،
و له لسان ذلق يشهد لمن وافاه يوم القيمة، و فردا قيامت او را زبانى فصيح بود تا گواهى دهد براى [٢]آنكس كه به او آمده باشد.جهود گفت:اشهد انّه املاء موسى و كتاب هارون،گفت:گواهى دهم [٣]كه اين جمله املاء موسى است و كتابت هارون.
گفت:مسئله سه ماند.گفت:بگو.گفت:أخبرني عن موضع نبيّكم في الجنّة،خبر ده مرا از جاى پيغامبرتان در بهشت.گفت:
قضيب غرسه اللّه بيده فى أعلى علّيين ثم قال له كن فكان جنّات عدن، گفت:قضيبى و شاخى [٤]حقتعالى به دست قدرت خود غرس كرد [٥]در اعلا علّيّين.آنگه گفت آن را كه:بباش،بهشت عدن[شد] [٦].گفت [٧]:
املاء موسى و كتاب هارون.
گفت:خبر ده مرا تا با او كه باشد در آنجا ؟گفت:
اثنى عشر من أهل بيته يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و لا يخافون فى اللّه لومة لائم، دوازده كس از اهل البيت او كه امربهمعروف كنند و نهى منكر كنند،و از ملامت هيچ ملامتكننده نترسند.گفت:راست گفتى [٨]،املاء موسى است و كتاب هارون.
گفت:خبر ده مرا از وصىّ او تا از پس او چند سال بماند.
اميرالمؤمنين [٩]-عليه السّلام-عقد بيده ثلاثين، به دست،سى [١٠]بگرفت،يعنى سى سال.
گفت:يك مسئله ماند مرا،اگر جواب دهى بصواب ايمان آرم.گفت:
و ما هى، و آن چيست؟گفت:اخبرني عن وصيّه أ يموت ام يقتل،
[١] .وز،آج،لب:بنهادند.
[٢] .مب،مر:بر.
[٣] .مب،مر:مىدهم.
[٤] .مر+كه.
[٥] .مب،مر+و بنشاند.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٧] .كذا:در اساس و همۀ نسخهبدلها،چاپ شعرانى(١٤٩/٣)+أشهد أنّه.
[٨] .چاپ شعرانى(١٤٩/٣)+اين.
[٩] .دب+على.
[١٠] .مب،مر:به دست خود سى عقد.