روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٣ - ترجمه
از آن است [١]كه در پيش افگند دستهاى شما [٢]،و آنكه خداى نيست بيدادكننده بر بندگان.
آنان كه گفتند كه خداى عهد كرد [٣]با ما كه ايمان نياريم [٤]به هيچ پيغمبر تا به ما آرد قربانى كه بخورد آن را آتش،گو كه آمدند [٥]به شما پيغامبرانى از پيش من به حجّتها،و آنچه گفتيد،شما چرا بكشتى [٦]ايشان را اگر راست مىگوييد [٧].
[٨] اگر به دروغ دارند [٩]تو را به دروغ داشتند پيغمبرانى را پيش از تو [١٠]،آوردند حجّتها و كتابها و كتاب [١١]روشن.
قوله: وَ لاٰ يَحْزُنْكَ ،نافع خواند در همۀ قرآن:«يحزنك»به ضمّ«يا»و كسر «زا»من الافعال،الّا آنكه در سورة الانبياست: لاٰ يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ [١٢]... ،كه آن به فتح«يا»و ضمّ«زا»خواند چنان كه دگر قرّاء،و هر دو لغت است،يقال:
حزن،يحزن،حزنا،و أحزن يحزن[٢٨٠-ر]حزنا،الّا آنكه لغت فصيح «حزن»باشد و از [١٣]خود متعدّى است،يقال:أحزنه فهو محزون،و لازم او حزن-يحزن حزنا فهو حزين،و شاعر گويد در أحزن [١٤]:
مضى صحبي و أحزنني الدّيار
اَلَّذِينَ يُسٰارِعُونَ فِي الْكُفْرِ
،طلحة بن مصرّف در شاذّ خواند:«يسرعون»،
[١] .تب:آن به آن است.
[٢] .اساس،وز:ايشان،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .آج،لب،فق،مر:پيمان كرد.
[٤] .آج،لب،فق،مر:باور نداريم.
[٥] .آج،لب،فق،مر،تب:آمد.
[٦] .آج،لب،فق،مر:كشتيد.
[٧] .آج،لب،فق،مر،تب:اگر هستيد راستگويان.
[٨] .آج،لب:كذّب.
[٩] .آج،لب،فق،مر:پس اگر باور ندارند.
[١٠] .وز،دب،تب:از پيش تو.
[١١] .وز،دب،تب:كتابى.
[١٢] .سورها انبيا(٢١)آيۀ ١٠٣.
[١٣] .كذا:در اساس،وز،ديگر نسخه بدلها:او.
[١٤] .تب+شعر.