روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه
درويش باشد دستگيرى كنى،و اگر قرض خواهد بدهى،و اگر خيرى رسد او را تهنيت كنى،و اگرش مصيبتى رسد تعزيتش دهى،و اگر بميرد به جنازهاش حاضر آيى،و ديوار از بالاى سراى او بر نيارى تا باد از او منع كند،و او را نرنجانى به بوى مطبوخات كه تو را بود الّا كه او را نصيب كنى [١]،و اگر بيمار شود به عيادت او شويد،و اگر ميوه خرى [٢]او را از آن نصيب كنى،و اگر نكنى پنهان دارى از او [٣]، رها نكنى [٤]تا كودكان تو چيزى از آن به در برند و كودكان او بينند كه پس ايشان را آرزو آيد.
آنگه گفت:همسايگان سهاند.يكى سه حق دارد،و يكى دو حق،و يكى يك حق.امّا آنكه سه حق دارد:همسايه باشد مسلمان خويشاوند،حقّ همسايگى دارد و حق اسلام و حقّ خويشى.و آنكه دو حق دارد:همسايۀ مسلمان باشد،حقّ اسلام و جوار دارد.و آنكه يك حق دارد:همسايۀ مشرك كه حقّ همسايگى دارد [٥]بس.
و أنس روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
من آذى جاره فقد آذاني، هركه همسايه را بيازارد مرا آزرده باشد،و هركه مرا آزارد خداى [٦]آزرده باشد،و هركه با همسايه كارزار كند با من كارزار كرده باشد.
و رسول-عليه السّلام-گفت:
ما زال أخي جبرائيل يوصيني في حقّ الجار حتّى ظننت أنّه يرثني، برادرم جبرائيل مرا چندانى وصيّت كرده در حقّ همسايه تا گمان بردم كه ميراث من به او رسد.
وَ ابْنِ السَّبِيلِ ،رهگذرى،و اگرچه در شهر خود خداوند يسار [٧]و نعمت باشد چون به غربت افتد و دست تنگ باشد با او نيز احسان بايد كردن [٨]،و گفتهاند:
منقطع به باشد،آنگه [٩]در راه از ياران و عديلان خود بازمانده بود
[١] .آج،لب،فق،مر+تا هرچه خورى موجب صحت و سلامت تو و فرزندان تو باشد.
[٢] .آج،لب،فق:خورى،مر:چيزى آيد.
[٣] .وز+و.
[٤] .آج،لب،فق:مكنى،مر:مكنيد.
[٥] .مر+و.
[٦] .فق،مر+را.
[٧] .آج،لب،فق،مر:مال بسيار.
[٨] .اساس:كند،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .آج:آنك/آنكه.