روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨ - ترجمه
مجاهد گفت:نفقات كفّار خواست كه بر كارهاى دنياوى [١]صرف كنند،حقتعالى آن را مثل زد و تشبيه كرد به بادى كه در او صرّى باشد.
مفسّران خلاف كردند در معنى«صرّ».عبد اللّه عبّاس گفت:باد سموم باشد كه به حرارت و گرمى مردم را و حيوان را بكشد،و خداى تعالى جانّ را از آن آفريد.
ابن كيسان گفت: فِيهٰا صِرٌّ ،أى صوت و صرير،آن را آوازى باشد [٢].و بيشتر مفسّران گفتند: فِيهٰا صِرٌّ ،أي برد شديد.
أَصٰابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ ،به زرع و كشت [٣]قومى رسد كه ايشان بر خود ظلم كرده باشند به كفر و معاصى. فَأَهْلَكَتْهُ ،آن را هلاك كند،و براى آن تخصيص كرد حرث قومى ظالم را تا ايهام نيفگند [٤]كه خداى تعالى حرث كسى به باد هلاك كند كه نامستحق باشد،و اگرچه اين بر سبيل مثل است نه بر وجه تحقيق،يعنى چنان كه خداوند آن كشت،نوميد و خايب شود [٥]از آن اميد كه به آن دارد،هم چنين [٦]اين منفق كه نفقه نه در ره [٧]خداى كرده باشد به وقت انتفاع نوميد شود چنان كه او به وقت ارتفاع.
آنگه حقتعالى گفت تأكيد آن را: وَ مٰا ظَلَمَهُمُ اللّٰهُ ،تا كسى گمان نبرد كه خداى بر ايشان ظلم كرد به اين كه با ايشان كرد،بل [٨]ظلم ايشان كردند بر خود كه وضع شىء كردند نه به موضع خود،و نفقه نه در ره خداى كردند و آنجا كه خداى فرموده بود.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا بِطٰانَةً مِنْ دُونِكُمْ ،ابو امامه روايت كرد از رسول -عليه السّلام-كه او گفت:مراد به اين خوارجند.عبد اللّه عبّاس گفت:جماعتى مسلمانان با جهودان دوستى مىكردند به سبب قرابتى و حلفى كه از ميان ايشان بود و همسايگى،خداى نهى كرد ايشان را از آن و گفت:آنان را كه از شما نهاند و بر دين و ملّت و طريقۀ شما نيستند،ايشان را بطانت و دخلۀ خود مگيريد [٩].و«بطانت»
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:دنيا.
[٢] .مب،مر:آن را گويند كه او را آوازى باشد.
[٣] .وز،دب،آج،لب،فق+و.
[٤] .مر:نيوگند.
[٥] .فق،مب،مر:شوند.
[٦] .دب:هم چونين.
[٧] .دب،فق،مب،مر:راه.
[٨] .دب،آج،لب،فق:بر.
[٩] .دب،آج،لب،فق:مگيرى/مگيريد.