روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
ما آمده است[و] [١]گفتند:اين آيت متّصل است بقوله: وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسٰاءِ قُلِ اللّٰهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ مٰا يُتْلىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتٰابِ فِي يَتٰامَى النِّسٰاءِ اللاّٰتِي لاٰ تُؤْتُونَهُنَّ مٰا كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ [٢]، وَ إِنْ [٣]خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِي الْيَتٰامىٰ -الآية.
بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه اى آنان كه اولياى يتيمانيد [٤]و يتيمان در حجر شمااند،اگر[ترسيد] [٥]كه چون ايشان را عقد بنديد و به زنى كنيد [٦]در حقّ ايشان عدل كرده نشود شما را،نكاح ايشان رها كنيد [٧]و از ديگران آنچه خواهيد [٨]به زنى كنيد از يكى تا چهار.اگر ترسيد [٩]كه نيز عدل نبود يكى يا پرستارى چنان كه مصلحت باشد.
حسن بصرى گفت:آيت در حقّ كسانىاند كه در حجر [١٠][٢٩٠-پ]ايشان يتيمان بودندى،ايشان زن نكردندى كراهت آن را كه نبايد كه در حقّ آن يتيمان انصاف نرود،و از مال ايشان چيزى خرج نشود [١١]،ايشان را به زنى كردندى،و رغبت نبودى ايشان را در نكاح آن يتيمان.آنگه چو [١٢]ايشان را خوش نبودى با او تمنّاى مرگ او كردندى تا مال به ايشان بماند،و ايشان زنان ديگر كنند.خداى تعالى اين آيت بفرستاد تا نكنند.
عكرمه گفت:در بدايت اسلام حصر نبود عدد زنان را كه نكاح بستندى بر ايشان.مرد بودى كه ده زن داشتى و كمتر و بيشتر،چون مال وفا نكردى،دست به مال يتيم كه در حجر او بودى دراز كردى و از آن خرج كردى،خداى تعالى از آن نهى كرد و ايشان را قصر كرد بر چهار زن،و اين روايت طاوس است و عطيّه از عبد اللّه عبّاس،و گفت:سبب آنكه خداى تعالى قصر فرمود بر عدد چهار از زنان
[١] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٢٧.
[٣] .وز،آج،لب،فق،تب:فان.
[٤] .آج،لب،فق:يتيمانى/يتيمانيد.
[٥] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد،آج،لب،فق:ترسى/ترسيد.
[٦] .آج،لب،فق:عقد بندى و بزنى كنى.
[٧] .آج،لب،فق:رها كنى.
[٨] .آج،لب،فق:خواهى.
[٩] .آج،لب،فق:ترسى/ترسيد.
[١٠] .مر:حجره.
[١١] .وز،آج،لب،فق،مر:خرج شود.
[١٢] .آج،لب،فق:چون.