روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
بدهى [١]يكى را از ايشان مالى بسيار تا مگيريد [٢]از او چيزى،هامگيريد [٣]به دروغ و بزه آشكارا.
و چگونه هاگيريد [٤]؟برسيده باشد [٥]بهرى شما به بهرى،و ها گرفتند از شما پيمانى ستبر [٦].
مكنيد به زنى آن را كه به زنى كرده باشد پدرانتان از زنان الّا آنچه گذشت كه آن زشت است و دشمنى و بد راهى است.
قوله: وَ اللاّٰتِي يَأْتِينَ الْفٰاحِشَةَ مِنْ نِسٰائِكُمْ -الآية،«اللاّتي»جمع الّتي باشد، و كذلك اللّواتي و اللاّئي،قال اللّه تعالى: وَ اللاّٰئِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ [٧]،بيشتر مفسّران گفتند چون ضحّاك و ابن زيد و عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و سدّى و جبّائى و بلخىّ و زجّاج كه:آيت منسوخ است.در اوّل شرع چنان بود كه چون زنى زنا كردى و چهار گواه بر او گواهى دادندى،حكم او آن بودى كه او را در خانه بازداشتندى تا به مردن [٨].چون آيت حدّ آمد و حكم رجم،اين آيت منسوخ شد بقوله تعالى: اَلزّٰانِيَةُ وَ الزّٰانِي [٩]...،در حقّ بكر كه محصن [١٠]نباشد صد تازيانه و ثيّب كه محصن باشد رجم و حكم چهار گواه بر جاى بماند،پس آيت بعضى منسوخ [الحكم] [١١]است و بعضى ثابت الحكم.حقتعالى گفت:آنان كه ايشان فاحشه كنند،و در مصحف عبد اللّه [١٢]چنين است.يأتين بالفاحشة،و مراد به فاحشه به اتّفاق
[١] .آج،لب:داده باشيد،تب:بدهيد.
[٢] .وز:مالى بسيار مگيريد،آج،لب،فق:مالى بسيار پس بازمگيريد.
[٣] .آج،لب،فق:اى فرامگيريد آن را،تب:آيا همى گيريد آن را.
[٤] .آج،لب،فق:فراگيريد.
[٥] .تب:و بهدرستى كه برسيده است.
[٦] .آج،لب:عهدى قوى،تب:پيمانى ستبرى.
[٧] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ٤.
[٨] .فق،مر:بمردى.
[٩] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٢.
[١٠] .مر:محصنه.
[١١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .آج،لب،فق:عبد اللّه عبّاس،مر،تب:عبد اللّه مسعود.