روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٢ - ترجمه
سٰاءَتْ مُرْتَفَقاً [١] .مفسّران گفتند:چون با اوش دربندند،ندا كند كه: يٰا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ [٢].
وَ مٰا ذٰا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ،«ما»استفهام راست و معنى تقريع و ملامت،و مورد او تعجّب و تعجيب است،مىگويد:چه آيد بر ايشان،و چه زيان دارد اين كافران و مشركان و جهودان و بخيلان [٣]اگر به خداى و قيامت ايمان آرند،و از آنچه ما ايشان را دادهايم و روزى كرده نفقه كنند! و اگر در همه قرآن هم اين يك آيت بودى كه دليل فساد مذهب جبر كردى بس بودى،اگر مذهب جبر است ايشان را باشد كه گويند [٤]:ما ذا عليك لو خلّيتنا و لم تمنعنا من الايمان و لم تجبرنا على الكفر و لم تخلّ [٥]بيننا و بين الايمان بسلب القدرة الموجبة للإيمان و خلق القدرة الموجبة للكفر و الطّغيان.ما را مىگويى [٦]شما را چه زيان است اگر ايمان آرى تو را چه زيان است،اگر ما را رها كنى تا ايمان آريم منع نكنى،و قدرت موجب كفر نيافرينى،و قدرت ايمان نستانى،و ارادت موجب كفر نيافرينى،و ارادت موجب ايمان نستانى،و مهر از دل و چشم و گوش ما بردارى و تكليف ما لا يطاق نكنى [٧]،در ما جاى تعجّب نيست جاى تعجّب در تو است كه آن مىكنى و اين مىگويى،بر اين مقاله حجّت بنده كافر را باشد بر خداى،خداى را بر او هيچ حجّت نباشد-تعالى عن ذلك علوّا كبيرا.
آنگه گفت: وَ كٰانَ اللّٰهُ بِهِمْ عَلِيماً [٣١٢-ر]،و خداى به ايشان و احوال ايشان عالم است.و مورد او مورد وعيد و تهديد است و بااينهمه كه كرد اين جا تهديد مىكند و آنجا عقاب مىبجارد تا اين جا ظالم باشد آنجا متعدّى-نعوذ باللّه من هذه الجهالة في مثل هذه المقالة.
آنگه حقتعالى چون به آن آيت بر كافران طعن زد بناى مذهب جبر بيران [٨]
[١] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢٩.
[٢] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٣٨.
[٣] .آج،فق+را.
[٤] .آج،لب،فق،مر+ما ذا عليهم لو آمنوا و.
[٥] .آج،لب،فق،مر:تخّل.
[٦] .مر:مىگويند.
[٧] .وز+و.
[٨] .فق،مر:ويران.