روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٧ - ترجمه
و مفسّران خلاف كردند [١]كه كدام فعل مراد است به آيت كه جالب و سبب مغفرت بود.عبد اللّه عبّاس گفت:اسلام است،ابو العاليه و ابو روق گفتند:هجرت است،اميرالمؤمنين على گفت:اداى فرائض است،عثمان بن عفّان گفت:اخلاص است،انس مالك گفت:تكبير افتتاح است در نماز،سعيد جبير گفت:اداى طاعات است،يمان گفت:نماز پنج است،ضحّاك گفت:جهاد است،عكرمه گفت:توبه است،مقاتل گفت:عمل صالح است،ابو بكر ورّاق گفت:كار كردن بر معروف و بازايستادن از منكر،بعضى دگر گفتند:نماز آدينه و جماعت است، و حمل كردن بر عموم اولىتر است براى آنكه تنافى نيست ميان اينان.
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ ،آنگه مضاف بيفگند و مضافاليه به جاى او بنهاد،چنان كه: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٢]، وَ جٰاءَ رَبُّكَ [٣]،و قوله: مٰا خَلْقُكُمْ وَ لاٰ بَعْثُكُمْ إِلاّٰ كَنَفْسٍ وٰاحِدَةٍ ،أى كخلق نفس واحدة،و شواهد اين از اشعار گفته شده است،و آن بسيار باشد در كلام عرب آنجا كه لبسى نبود.
و تخصيص«عرض»براى مبالغه كرد كه در غالب عادت طول بيش از عرض باشد،يعنى چون عرض چندين باشد طول چه باشد!زهري گفت:اين وصف عرض است،و امّا طولش جز خداى نداند،و مثال اين در معنى: مُتَّكِئِينَ عَلىٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ [٤]،چون آستر از استبرق باشد،افره [٥]از چيزى باشد به از آن.و بعضى اهل معانى گفتند:مراد نه عرض است كه خلاف طول باشد،و انّما مراد سعت و فراخى و بزرگى است،چنان كه عرب گويد:أعرض من الدّهنا [٦]،أى أوسع،قال جرير:
لجّت امامة في عذلي و ما علمت
عرض السّماوة روحاتي و لا بكري
و قال آخر:
تجيز بنا عرض الفلاة و ما لنا
عليهنّ الّا و خزهنّ شفا
و قال آخر:
كأنّ بلاد اللّه و هى عريضة
على الخائف المطلوب كفّة حابل
[١] .مب،مر+در آن.
[٢] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[٣] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ٢٢.
[٤] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٥٤.
[٥] .آج،لب،فق،مب:ابره.
[٦] .وز:من الذّهب،مب،مر:من الدّنيا.