روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
بيشتر باشد كه ما ضعيفانيم و ايشان اقويا،و ما عوراتيم و ايشان سرگشاده،به هر نوع بر طلب معاش قادراند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
مجاهد گفت:سبب آن بود كه امّ سلمه گفت:يا رسول اللّه!مردان غزا مىكنند و ما نمىكنيم،و ايشان را حظّ و بهره در هر دو سراى بيش است كه ما را،كاشك [١]تا مرد بودمانى [٢]،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
قتاده و سدّى گفتند:چون آيت قسمت مواريث [٣]آمد لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ [٤]،مردان گفتند:ما اميد داريم كه ثواب ما در آخرت مضاعف باشد،چنان كه نصيب ما در دنيا مضاعف است بر نصيب زنان.و زنان گفتند:ما اميد داريم كه وزر و عقاب ما در قيامت نيمۀ آن باشد كه وزر و عقاب مردان،چنان كه نصيب ما از ميراث بر نيمه نصيب مردان است.خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد،و هريكى را از اين دو گروه كه تمنّاى حال يكديگر كنند،گفت:تمنّا مىكنيد آنچه خداى تعالى تفضيل داد بعضى را از شما بر بعضى.
و حقيقت«تمنّا»آن باشد كه كسى گويد چيزى را كه باشد:كاشك نبودى، و آن را كه نباشد گويد:كاشك بودى،و از قبيل كلام باشد،و براى اين اهل لسان در اقسام كلام شمردند،و بعضى مردمان گفتند:«تمنّا»معنى باشد در دل بيرون از شهوت و بيرون از اراده.
و رمّانى گفت:تمنّا آن بود كه مرد دوست [٥]دارد بر سبيل استمتاع به او.و بعضى دگر گفتند:اراده را چون مراد حاصل نيايد تمنّا باشد.و مذهب درست آن است كه گفتيم كه:تمنّا از قبيل كلام باشد براى آنكه ارادت تعلّق ندارد الّا به آنچه حدوثش صحيح باشد،و تمنّا به محال و صحيح تعلّق دارد،و ارادت تعلّق ندارد الّا[٣٠٨-پ]به معدوم و به شهوت به هر دو تعلّق دارد،و ظاهر آيت اقتضاى آن
[١] .فق،مر،تب:كاشكى.
[٢] .اساس:كاشك تا مادر بودمانى،مر:كاشك تا مرد بوديمى،تب:كاشكى ما مرده بودمانى،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ميراث.
[٤] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١.
[٥] .اساس و وز:دو دست،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.