روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٠ - ترجمه
و گفت:بار خدايا!اين دزد از من چيزى ندزديد،از تو دزديد [١]گفت:نگاه كردم از سر كوه ابو قبيس مردى را ديدم كه مىآمد [٢]زمام ناقۀ اعرابى به دست چپ گرفته و دست راست بريده و در گردن افگنده،اعرابى را گفت:بستان راحلهيت [٣]با هرچه در او بود [٤]ما او را گفتيم:قصّۀ تو چون بود؟گفت:اين راحله ببردم،چون به سر كوه رسيدم،سوارى بر آمد بر اسپى أشهب [٥]نشسته و مرا گفت:اى دزد!دست راست بيرون كن.من دست بيرون كردم،دست من بر سنگى نهاد و به سنگى ديگر [٦]جدا كرد و در گردن من فگند و گفت:برو هم اين ساعت و راحله با اعرابى سپار.من بيامدم و راحله بازآوردم.من گفتم:سبحان من لا يضيّع ودائعه و لا يخيّب سائله، سبحان آن خداى كه ودائع او ضايع نشود وسائل او خايب نشود،و رسول -عليه السّلام-گفت:
لو توكّلتم على اللّه حقّ توكّله لرزقكم كما ترزق [٧]الطّير تغدو خماصا و تروح بطانا، اگر توكّل كنيد [٨]بر خداى حقّ توكّل [٩]شما را روزى دهد چنان كه مرغان را [١٠]،بامداد از آشيانها بيرون آيند حوصلهها [١١]تهى و نماز شام با آشيانها شوند حوصلهها [١٢]پر.
و عبد اللّه عبّاس روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
من سرّه ان يكون اقوى النّاس فليتوكّل على اللّه،و من سرّه ان يكون اكرم النّاس فليتّق اللّه،و من [٢٧٣-ر]سرّه ان يكون اغنى النّاس فليكن بما في يد اللّه اوثق منه بما فى يده، هركه خواهد كه قوىتر از همۀ مردمان باشد،گو توكّل بر خداى كن،و هركه خواهد كه كريمتر همۀ مردمان باشد،گو از خداى بترس،و هركه خواهد كه توانگرتر مردمان باشد،گو به آنچه نزديك خداست استوارتر باشد ازآنكه به نزديك تو است،و قال الشّاعر:
[١] .مر:ندزديده،از تو دزديده است.
[٢] .مر+و.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر:راحلهات.
[٤] .مر:در اوست.
[١١] [٥] .دب،آج،لب،فق:اسپ اشهب،مر:اسپس اشهبى.
[٦] .مر+دست مرا.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:يرزق.
[٨] .دب،آج،لب،فق:توكّل كنى.
[٩] .مر+او.
[١٠] .مر+روزى مىدهد كه.
[١٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:حوصلها/حوصلهها.