روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٣ - ترجمه
كلّ حائض من النّساء و جنب من الرّجال الّا على محمّد و اهل بيته علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين ،گفت:اين مسجد من حرام است بر هر حايضى از زنان و جنبى از مردان الّا بر محمّد و اهل بيت او على و فاطمة و حسن و حسين،و اين قول اولىتر است براى آنكه حكم تيمّم و آنان كه ايشان را تيمّم بايد كردن در آيت خواهد آمدن،اگر بر تيمّم حمل كنند تكرار باشد،و انّما خواست تا در آيت هم بيان [١]حكم مسجد كند و هم بيان آنكه نماز چگونه كند چون آب نيابد.
وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضىٰ ،جمع مريض،اگر بيمار باشى [٢]و مراد بيمارى است كه او را آبله باشد يا جراحتى يا ريشى يا شكسته [٣]باشد او را بر اعضاى طهارت يا بر اندام چون جنب شود،و جملۀ فقها را مذهب اين است مگر حسن بصرى و عطا كه گفتند:
تيمّم روا نباشد او را،و آن خلاف منقرض است امروز.
جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه:ما [٤]جماعتى صحابه در سفرى [٥]بوديم، مردى را سنگى بر سر آمد و سرش بشكست،در شب او را احتلام افتاد.بر دگر روز رجوع كرد با قوم،گفت:مرا هيچ رخصت مىيابى [٦]؟گفتند:نه،آب هست تو را غسل بايد كردن.مرد غسل كرد و آب بر سر ريخت بمرد.چون بازآمديم رسول را بگفتيم،دلتنگ شد و گفت:
قتلوه قتلهم اللّه أ لا سألوا اذا لم يعلموا فانّما شفا العىّ السؤال ،مرد [٧]را بكشتند كه خدا بكشاد ايشان را،چرا نپرسيدند چون ندانستند كه شفاى فروماندگى سؤال است.او را تيمّم كفايت بودى يا آنكه جراحت ببستى و همۀ اندام بشستى و دست تر به بالاى آن خرقه فرود آوردى.
أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ ،[يا] [٨]بر سفر [٩]باشد،اگر دور بود و اگر نزديك.چون آب نيابد با طلب او را تيمّم بايد كردن باتّفاق،فامّا چون در شهر باشد آب منقطع شود يا متغلّبان
[١] .اساس:بيايد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مر:باشيد.
[٣] .مر:شكستهاى.
[٤] .آج،فق:با.
[٥] .آج،لب،فق،مر:سفر.
[٦] .مر:مىباشد.
[٧] .آج،لب،فق:مردى.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .وز:بر سر سفر.