روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٠ - ترجمه
تفعّل،آنگه«تا»ى تفعّل را در«سين»ادغام كردند،و اصل او«تتسوّى»بوده است،پس«تسوّى»به چهار درج [١]به اين جا رسيد.و كوفيان خوانند [٢]الّا عاصم:«لو تسوّى»به فتح«تا»و تخفيف«سين»بر حذف«تا»ى تفعل،نحو قوله تعالى: يَوْمَ يَأْتِ لاٰ تَكَلَّمُ [٣]،على تقدير:لا تتكلّم،و باقى خوانند [٤]:
«تسوّى»به ضمّ«تا»و تخفيف«سين»بر فعل مجهول،أى لو سوّيت بهم الأرض.
قتاده و ابو عبيده گفتند:معنى آن است كه زمين باز شدى و ايشان به زمين فروشدندى با زمين راست شدندى.ابن كيسان گفت:معنى آن است كه خواستندى كه ايشان را زنده نكرده بودندى و بر نه انگيخته،زمين به ايشان راست بودى.
كلبي گفت:چون خداى تعالى انتصاف كند ميان بهايم و سباع و طيور،ايشان را گويد:كن ترابا،خاك شويد،همه خاك شوند.عند آن كافران تمنّاى حال ايشان كنند كه كاشك ايشان نيز خاك شدندى و مردم بر سر ايشان مىرفتندى.
ابو القاسم بن حبيب گفت:از بعضى مردم شنيدم كه تفسير اين آيت چنين كردند كه تمنّا آن كنند كه ايشان را به وزن زمين به زر برابر كنند بر سبيل فديه،بيانه قوله: يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذٰابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ [٥]الى قوله: وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ [٦]،خواستندى كه حال بر اين جمله بودى،و ايشان نعت و صفت رسول و نبوّت او پنهان نكرده بودندى.
بعضى دگر گفتند:اين كلامى مستأنف است،تعلّق ندارد بما قبله،و معنى آن است كه:ايشان از خداى چيزى پنهان نتوانند كردن و چيزى بر او پوشيده نشود.
كلبي گفت:چيزى از خداى پنهان نتوانند كردن[كه دانند] [٧]كه جوارح و اعضاى ايشان بر او گواهى دهند [٨].
قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَقْرَبُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْتُمْ سُكٰارىٰ -الآية،خداى تعالى
[١] .آج،لب،فق،مر:درجه.
[٤] [٢] .آج،لب،فق،مر:خواندند.
[٣] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٠٥.
[٥] .سورۀ معارج(٧٠)آيۀ ١١.
[٦] .سورۀ معارج(٧٠)آيۀ ١٤.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .وز،آج،لب،فق:دهد.