روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧١ - ترجمه
نهى كرد مردمان را ازآنكه نماز كنند در حال مستى.بعضى مفسّران گفتند:در بدايت اسلام كه خمر حرام نبود،جماعتى خمر خوردندى و مست شدندى و نماز كردندى،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
«واو»حال راست،و«سكارى»جمع سكران باشد،و أصله من السّكر و هو السّد،و منه السّكر بندآب را كه بسته باشد سكر گويند،و مستى را براى آن سكر گويند كه ره عقل به دانستن چيزها ببندد.
اگر گويند چگونه شايد كه خدا با مست خطاب كند،و او را عقل نباشد،و جارى مجراى ديوانه و كودك باشد؟جواب آن است كه:اگرچه در ظاهر نهى است از نماز،در معنى نهى است از شرب خمر كه عند آن مست شود و نماز او درست نيايد،فكأنّه قال:لا تشربوا الخمر فتسكروا فيمنعكم عن الصّلاة،كما قال تعالى: وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ [١].
اگر گويند:مست را چگونه مكلّف گويى [٢]،و خداى تعالى او را نهى مىكند از نماز،و به اجماع هركه مكلّف باشد نماز از او ساقط نشود؟جواب هم آن است كه:نهى از نماز نيست،از شرب خمر است،امّا چون مست شد بيان است كه نماز [٣]از او درست نيست و به موقع قبول نيست اگر كند،و حال حالى بود كه نداند چه مىخواند و چه مىگويد،اعاده واجب بود.و در آيت دليل است بر آنكه شارب خمر در آن حال[٣١٣-پ]كه مست باشد مؤمن است [٤]،خداى تعالى به خطاب مؤمن و به اطلاق اسم ايمان بر او حكم كرد،خلاف آنكه معتزله گفتند و ضحّاك بن مزاحم گفت مراد مست خواب است.
و عائشه روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه:چون از شما يكى در نماز باشد و او را نعاس رنجه دارد بايد تا بخسبد،چه اگر خفته نماز كند خود را دشنام دهد پندارد كه استغفار مىكند،و به لفظى ديگر باشد كه بر خود نفرين كند و پندارد كه دعا مىكند.
[١] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٩١.
[٢] .مر:گوييد.
[٣] .فق+كند،چاپ شعرانى(٣٩٤/٣):نبايست كه نماز كند كه نماز.
[٤] .آج،لب،فق،مر+كه.