پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - زنده شدن زمينهاى مرده را ديديد، رستاخيز همينگونه است؟!
(فَانْظُرْ الى آثارِ رَحْمَةِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِى الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها).
آن كس كه چنين مىكند هم او زنده كننده مردگان در قيامت است». (انَّ ذلِكَ لَمُحْيِى الْمَوْتى).
آرى «او بر همه چيز تواناست» (وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ).
«آثارْ» جمع «اثر» به گفته «مقاييس اللّغة» به سه معنا آمده است: مقدّم داشتن، ياد كردن، و آثارى كه از چيزى باقى مىماند، ولى بعضى ديگر از علماى لغت همه را در معناى سوّم خلاصه كردهاند، چرا كه مقدّم داشتن و ياد كردن از چيزى به خاطر آثارى از فضيلت و عوامل برترى است كه در آن باقى مانده.
تعبير به «رَحْمَةِ اللَّه» در اينجا اشاره به بارانهاى حياتبخش است كه يك نمونه زنده و آشكار از رحمت الهى است و آثار آن در همهجا ظاهر مىشود، زمين مرده را زنده مىكند، و قلبهاى مرده را جان مىدهد، هواى آلوده و مرده را نشاط حيات مىبخشد، و بالاخره بر جسم و جان انسان نور حيات مىپاشد.
تعبير به «ذلِكَ» كه اسم اشاره به دور است در مورد «خداوند» در واقع اشاره به عظمت مقام اوست كه از دسترس فكرها و عقلها بيرون است.
واژه «أنّ» كه براى تأكيد است و «لام» در «لَمحيى» كه آن هم براى تأكيد است، به ضميمه «جمله اسميه» كه آن نيز براى تأكيد مىآيد، همه براى اثبات اين حقيقت است كه آن كس كه پيوسته به وسيله نزول باران رحمتش، زمينهاى مرده را زنده مىكند اين توانايى را دارد كه مردگان انسانى را حيات نوين ببخشد.
تعبير به «انظر» (نگاه كن) از اين نظر جالب است كه مىگويد: مسأله معاد يك امر حسّى و ديدنى است، و همواره آن را با چشم مىبيند، پس چگونه آن را به باد سخريه مىگيريد يا انكار مىكنيد؟!
در چهارمين آيه بعد از بيان حركات تكاملى نطفه در رحم، و تطوّرات جنين به عنوان يك دليل روشن بر مسأله امكان معاد، به سراغ نطفههاى گياهى مىرود كه در رحم زمين پرورش مىيابند، مىفرمايد:
«زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مىبينى» (وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً). [١]
هنگامى كه آب باران را بر آن فرو مىفرستيم تكان مىخورد و به جنبش درمىآيد و نمو مىكند، و
[١]. «هامِدَة» از ماده «هُمُوْد» به گفته راغب در «مفردات» در اصل به معناى خاموش شدن آتش (و از بين رفتن نور و حرارت آن) است، ولى جمعى از ارباب لغت و مفسّران معانى ديگرى نيز براى آن ذكر كردهاند، از جمله: خشك شدن، ساكت شدن، مردن، و كهنه شدن مىباشد، و در آيه مورد بحث تمام اين تعبيرات صحيح است، زمين در فصل زمستان مرده و خاموش و ساكت است، در حالى كه در فصل بهار جان مىگيرد، به حركت در مىآيد، و گويى فرياد مىكشد!