پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - ٤٠- يَوْمَ نَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلْتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلْتْ مِنْ سُوءٍ
ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَو انَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ امَداً بَعيداً).
قابل توجه اينكه مرحوم «طبرسى» در «مجمعالبيان» ذيل آيه دوّم مىنويسد: «از آنجا كه اعمال انسان، اعراضى است و بعد از انجام نابود مىشود و بازگشت آن ممكن نيست، محال است در آنجا حاضر شود».
لذا به سراغ دو تفسير ديگر مىرود كه يكى حضور نامههاى اعمال است، و ديگرى حضور جزاى اعمال از ثواب و عقاب.
ولى همانگونه كه در تفسير نمونه هم گفتهايم: اعمال انسان كه نوعى انرژى هستند مانند همه مواد و انرژى جهاد، قطعاً ماندنى است، تنها تغيير شكل مىدهد، اما هرگز نابود نمىشود.
و نيز گفتيم كه تبديل «ماده» به «انرژى» و «انرژى» به «ماده» هر دو از نظر علمى امكانپذير است، بنابراين هيچ مانعى ندارد كه اعمال انسان بماند و در آن روز تبديل به ماده گردد، و هر كدام در شكل مناسب خود ظاهر شود، بنابراين آيات فوق در حقيقت گوشهاى از معجزات علمى قرآن را تشكيل مىدهد كه هنگام نزول قرآن بر كسى آشكار نبوده، و با اكتشافات علمى امروز، براى ما آشكار شده است.
جالب اينكه در روايات اسلامى نيز اشارات مكررى به تجسّم اعمال در برزخ و قيامت آمده، ولى معلوم نيست چرا مورد توجه مفسّران گذشته واقع نشده، شايد به اين دليل كه اعمال را جزء «اعراض» مىدانستند، و معتقد به نابودى آنها بودند و اعاده معدوم را محال مىشمردند، در حالى كه امروز مىدانيم اين استدلال به كلى خالى از اعتبار است (شرح بيشتر اين سخن را در بحث تجسم اعمال خواهيم خواند).
٤١- يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْابْصارُ
٤٢- يَوْمَ تَشْخَصُ فِيهِ الْابْصارُ
توصيفهايى كه در دو آيه بالا آمده و شباهت زيادى با هم دارد پرده از روى اسرار ديگرى از آن روز بزرگ بر مىدارد، و پيامهاى تازهاى براى همه انسانها دارد.
در نخستين آيه مىفرمايد: «رجال الهى از روزى مىترسند كه دلها و چشمها در آن زير و رو مىشود»: (يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْابْصارُ) (نور ٣٧).
و در آيه دوّم مىفرمايد: «خداوند (كيفر) ظالمان را براى روزى تأخير انداخته كه چشمها در آن روز (از