پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - ٤٠- يَوْمَ نَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلْتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلْتْ مِنْ سُوءٍ
ترس و وحشت) از حركت باز مىايستد»: (انَّما يُؤْخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فيهِ الْابْصارُ) (ابراهيم ٤٢).
عرصه محشر از جهات زيادى هولناك است: از جهت سابقه حوادث تكاندهندهاى كه به هنگام قيام قيامت به وقوع مىپيوندد، و از جهت آمادگى فرشتگان الهى با حضور گواهان براى رسيدگى به حساب بندگان، و از جهت گسترده شدن نامههاى اعمال كه تمام كارهاى كوچك و بزرگ عمر انسان را در بردارد، و از جهت آشكار بودن نشانههاى دوزخ و كيفر الهى، و عدم امكان جبران و بازگشت، و عدم وجود يار و فريادرس!
اين حوادث كه هريك به تنهايى كافى است دل انسان را زير و رو كند، يكجا به وقوع مىپيوندد، و انسانها را چنان در تنگنا قرار مىدهد كه گاه چشمان او بىاراده حركت مىكند، و مضطربانه و ملتمسانه به هر سو مىچرخد، و به تعبير قرآن زير و رو مىشود، و گاه به كلى از حركت مىايستد و پلكها به هم نمىخورد و چنان باز مىماند كه گويى روح از كالبد انسان بيرون رفته است!
قابل توجه اينكه آيه اوّل درباره رجال الهى است، و آيه دوّم درباره ظالمان، و اين به خوبى نشان مىدهد كه همه در آن روز هولناك در وحشتند، نيكوكاران و بدكاران، چرا كه هيچكس از عاقبت كار خود اطمينان ندارد، و با توجه به دقت و سختگيرى در حساب الهى، هيچكس از سرنوشت خود دقيقاً آگاه نيست.
«تَتَقَلَّبُ» به معناى زير و رو شدن و دگرگون گشتن است، و مفسران تعبيرات گوناگونى در تفسير اين جمله دارند كه همه آنها حكايت از وحشت و اضطراب فوقالعادهاى است كه بر درون و برون انسان و بر دل و ديده او در آن روز حاكم است.
«تَشْخَصُ» از ماده «شخوص» به معناى از حركت ايستادن چشم و پلكها و به نقطهاى خيره شدن است.
ريشه اصلى آن يعنى «شخوص» (بر وزن خلوص) به معناى بلند شدن يا خارج گشتن است، و «شخص» را از آن نظر شخص مىگويند كه از دور به صورت برجستهاى نمايان مىشود، خارج شدن انسان از محلى به محل ديگر را نيز شخوص مىگويند.
«شاخص» كه از همين ماده گرفته شده نيز به معناى جسم مرتفعى است كه براى تعيين وقت و مانند آن به كار مىبرند. [١]
و از آنجا كه به هنگام تعجب و خيره شدن گويى چشم انسان مىخواهد از حدقه بيرون بيايد اين تعبير
[١]. مفردات راغب، و مقاييس اللغة، و مصباح، و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم.