پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - ٧- فلسفه مرگ و حيات
كنند كه اگر دروغگو هستند رسوا شوند (و اگر شرايط مباهله در آن جمع باشد اثر مىكند).
شاهد اين سخن آنكه در روايات آمده است اگر اين مدعيان دروغين يعنى يهود در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تمنّى مرگ مىكردند بالافاصله همانجا آب دهانشان گلوگيرشان مىشد و مىمردند! «وَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لا يَقُوْلُها احَدٌ مِنْكُمْ الّا غُصَّ بِرِيْقِهِ». [١]
٧- فلسفه مرگ و حيات
زندگى انسان به هر حال محدود است، و هر حياتى با مگر همراه خواهد شد، در اينجا نخستين سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه هدف از اين حيات و مرگ چيست؟ قرآن مجيد در هتفمين آيه مورد بحث به اين مطلب پرداخته، چنين مىگويد: «زوالناپذير و پربركت است كسى كه حكومت جهان هستى به دست اوست، و بر همه چيز قادر است- همان كسى كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مىكنيد و او عزيز و غفور است» (تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيىءٍ قَديرٌ- الَّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ ايُّكُمْ احْسَنَ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزيزُ الغَفُورُ).
در اينجا نخست آفرينش مرگ و حيات را به عنوان نشانهاى از قدرت بىپايانش معرّفى مىكند، سپس مىفرمايد: هدف از اين آفرينش آزمايش حسن عمل است، آزمايشى كه به معناى پرورش انسانها و هدايت آنها به سوى مسير قرب پروردگار است.
از اين آيه چند امر استفاده مىشود:
اوّلًا مرگ و حيات هر دو مخلوقند، اگر مرگ به معناى فنا و نيستى مطلق بود مخلوق بودن آن معنا نداشت، اين به خاطر آن است كه مرگ انتقالى است از جهانى به جهان ديگر، و لذا يك امر وجودى است و قابل آفرينش.
ثانياً مرگ از حيات است يا به خاطر اينكه اشاره به مرگ دينا و حيات جهان آخرت است، يا اينكه مرگ اشاره به مرحله خاك بودن انسان و حيات آفرينش از خاك است، و يا هر دو.
ثالثاً دنيا به عنوان يك ميدان آزمايش معرّفى شده، ميدانى براى آزمايش «بهترين افراد از نظر عمل»،
[١]. روحالمعانى، جلد ٢٨، صفحه ٨٥ و تفسير مراغى، جلد ٢٨، صفحه ١٠٠.