پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - ٢- ايمان به معاد در ميان اقوام بعد از تاريخ
معمولًا مورد تجاوز حيوانات وحشى، و يا به منظور دستبرد به جواهرات مورد تجاوز انسانها واقع مىشد، لذا متمكّنين و متنفذين به ساختن اهرام يا ساختمانهاى رفيع به روى قبرها مبادرت نموده كه آن را «پيرموس» يعنى «بلند» ناميدند. [١]
ب- «بابلىها»
يكى ديگر از اقوام متمدن پيشين بودند، آثارى كه از آنها باقيمانده نشان مىدهد كه اعتقاد به زندگى پس از مرگ و معاد در ميان آنها راسخ بوده، به همين دليل به گفته بعضى از مورخان اجساد مردگان خود را در زير زمينهاى سقفدار به خاك مىسپردند، گرچه مردهها را موميائى نمىكردند، ولى بعد از شستن، لباس خوب بر آنها مىپوشاندند، و گونههايش را رنگين و مژگانش را سياه مىكردند! و انگشترهايى برانگشتان او مىنهادند، و اگر مرده، زن بود شيشههاى عطر و شانه و گردها و روغنهاى آرايش، در گور او مىگذاشتند، تا بوى خويش و زيبائى چهره خود را در جهان ديگر حفظ كند! [٢]
ج- «سومريها» كه از اقوام متمدن باستانى ساكن جنوب عراق محسوب مىشوند، به گفته «ويل دورانت» با مردگان خود مواد غذايى و ابزار و آلاتى را دفن مىكردند.
باز «ويل دورانت» در اين زمينه مىنويسد: چون سومرىها با مردگان خود خوراكىها و افزارهاى زندگى را در گور مىنهادند مىتوان چنين فرض كرد كه به زندگى در سراى ديگر عقيده داشتند. [٣]
د- «زردشتيان» در فارس نيز همچون اقوام ديگر به زندگى بعد از مرگ اعتقاد داشتند، بلكه جزئيات دقيقترى براى آن ذكر مىكردند، آنها تعبيراتى درباره بهشت و دوزخ و پل صراط و حتى تفاوت
[١]. «تاريخ ويل دورانت»، جلد اوّل، صفحه ٤٩.
[٢]. «تاريخ ويل دورانت» جلد اوّل، صفحه ٢٨٣ (با تلخيص).
[٣]. «تاريخ ويل دورانت»، جلد اول، صفه ١٥٥.