پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - عقيده به معاد در دورانهاى مختلف
حسناتى بنويسد، بلكه به اين منظور كه بر سر راه آدم و فرزندانش كمين كند و آنها را گمراه مىسازد، و از اين طريق عطش جهنمى خشم و حسد خويش را فرو بنشاند!
از اين آيه به خوبى روشن مىشود كه مسأله رستاخيز از همان آغاز مطرح بوده، و حتى شيطان به آن يقين داشته است كه چنين روزى در پيش است.
ولى اين تقاضاى شيطان به اين صورت اجابت نشد، و چنانكه آيه ٣٨ سوره حجر مىگويد: به او گفته شد: انَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ الى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ: «تا روز معين و معلومى به تو مهلت داده خواهد شد» كه بعضى آن را به پايان جهان و برچيده شدن دوران تكليف تفسير كردهاند و بعضى به روز قيام مهدى موعود عليه السلام.
البته احتمال بعيدى نيز در بعضى از كلمات مفسّرين آمده است كه يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ اشاره به روز قيامت است، اما اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد، چرا كه نه با ظاهر آيات موافق است و نه با رواياتى كه در تفسير آيه نقل شده است. [١]
در اينجا سؤالاتى مطرح است از جمله:
١- چگونه خداوند به او مهلت داد تا نيت شوم خود را عملى سازد و به اغواى انسانها بپردازد؟!
پاسخ: بقاى ابليس، همچون اصل وجود او، گوشهاى از امتحان الهى نسبت به انسانهاست، كه در سايه آن اولياء اللَّه و افراد با ايمان راه تكامل را مىپويند و ناخالصان از صف آنها خارج مىگردند.
٢- آيا اطمينان دادن به ادامه حيات تا پايان جهان سبب آن نمىشود كه ابليس به كار خود ادامه دهد و هنگامى كه احساس نزديك شدن پايان عمر خويش كند توبه نموده، به سوى خدا باز گردد؟
پاسخ- راهى را كه ابليس پيموده بود چنان بود كه بازگشتى در آن وجود نداشت و بر اثر تشديد حالت طغيان با مرور زمان اين صفت طبيعت ثانوى او مىشد، و در برابر چنين طبيعتى راه بازگشتى وجود ندارد.
٣- چگونه شيطان تقاضاى حيات تا روز قيامت مىكند در حالى كه تا پايان دنيا براى هدف او كافى بود؟
پاسخ- در تفسيرالميزان آمده است كه او تمنا داشت در عالم برزخ و فاصله ميان اين جهان و جهان ديگر نيز به اغواى انسانها بپردازد! [٢]
[١]. تفسير نورالثقلين، جلد ٣، صفحه ١٣.
[٢]. «الميزا»، جلد ٨، صفه ٢٨.