پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - ١١- يَوْمُ الْحَسْرَةِ
«حَسْرَة» از ماده «حَسْر» به گفته مفردات و مقاييس و جمعى ديگر از ارباب لغت به معناى آشكار كردن است، و لذا حَسَرْتُ عَنِ الذِراعِ يعنى آستين را بالا زدم و دست خود را ظاهر كردم، سپس واژه حسرت به غم و اندوهى كه بر امور از دست رفته حاصل مىشود اطلاق شده، گويى جهل و ناآگاهى انسان نسبت به ضررهاى عملى كه انجام داده كنار مىرود و حقيقت آشكار مىگردد.
اين در حالى است كه بعضى ديگر اصل آن را به معناى «عقب زدن» مىدانند، ولى مثلًا هنگامى كه دريا عقبنشينى مىكند طبعاً سواحلى كه زير آب بود آشكار مىگردد، يا هنگامى كه انسان آستين خود را عقب مىزند دستها ظاهر مىشود، اين در حقيقت از لوازم معناى اوّل است. [١]
به هر حال اندوه و تأسف و ندامت از لوازم مفهوم آن است، و روز قيامت راستى روز اندوه و ندامت و حسرت شديد است، نه تنها براى بدكاران، بلكه حتى براى نيكوكاران، زيرا وقتى پاداشهاى عظيم الهى را مىبينند تأسف مىخورند چرا بيشتر و بهتر كار نيك انجام ندادهاند!
اين مطلبى است كه جمعى از مفسّران به آن تصريح كردهاند [٢] ولى فخررازى مىگويد تنها بدان هستند كه گرفتار حسرت مىشوند و براى اهل بهشت حسرتى نيست چرا كه در آنجا هيچ غم و اندوهى نمىتواند وجود داشته باشد. [٣]
ولى بايد گفت اين گونه غم، نوعى كمال است، و مايه ناراحتى و عذاب روحى نيست، بنابراين وجود آن در بهشت نيز مشكلى ندارد (دقت كنيد).
به هر حال اگر تأسف و حسرت در دنيا قابل جبران است در آنجا راهى براى جبران وجود ندارد و لذا بايد آن روز را روز حسرت واقعى و روز حسرت بزرگ ناميد، همين معنا در آيه ٥٦ سوره زمر به شكل ديگرى آمده است كه مىفرمايد: انْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللَّهِ: «اين هشدارها و اخطارها به خاطر آن است كه مبادا كسى روز قيامت بگويد واحسرتا! از كوتاهىهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردهام». [٤]
[١]. التحقيق، جلد ٢.
[٢]. تفسير مجمعالبيان، جلد ٦، صفحه ٥١٥ و روحالبيان، جلد ٥، صفحه ٣٣٥ و روح المعانى، جلد ١٦، صفحه ٨٥.
[٣]. تفسير فخررازى، جلد ٢١، صفه ٢٢١.
[٤]. در سوره انعام، آيه ٣١ نيز شبيه اين معنا آمده است.