پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - بدون معاد زندگى نامفهوم است
بيهوده بود، شايد از اين نظر كه محصول اعلاء و ثمره شجره آفرينش جهان انسان است، و اگر حيات جاودان آخرت در كار نباشد، هم آفرينش «ثمره» بيهوده است و هم «شجره»!
تعبير به «ما بَيْنَهُما» (آنچه در ميان زمين و آسمان وجود دارد) شما اصناف فرشتگان، همچنين نور و حرارت و ابر، هوا و انواع گازها، بلكه از يك نظر شامل اصناف موجوداتى كه بر صفحه زمين زندگى مىكنند، اعم از انسان، انواع جانداران ديگر و گياهان مىشود.
در سوّمين و آخرين آيه، اشاره به هدف آفرينش انسان كرده و آن را با مسأله معاد مربوط مىسازد، مىفرمايد: «آيا انسان گمان مىكند، مهمل و بىهدف رها مىشود. (ايَحْسَبُ الْانْسانُ انْ يُتْرَكَ سُدَىً).
سپس به پيدايش انسان از آب ناچيز «نطفه» و پارهاى از مراحل تكامل او در رحم كرده، مىافزايد: «آيا چنين كسى قادر نيست كه مردگان را احياء كند»؟! (الَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى انْ يُحْيِىَ الْمَوْتى).
و به اين ترتيب روشن مىشود هدفدار بودن وجود انسان بدون پيوند با حيات بعد از مرگ، حاصل نمىگردد.
مسلّماً فعل خداوند حكيم بىهدف نيست، و مسلّماً هدف افعال او به خودش باز نمىگردد، چرا كه او از هر نظر بىنهايت و غنى بالذّات است. پس به بندگان باز مىگردد، آيا زندگى كوتاه دنيا كه آميخته با انواع ناملائمات و مصائب است مىتواند هدف اين آفرينش بزرگ باشد؟ قطعاً نه، بنابراين راهى جز قبول عالمى ديگر كه هدف سير تكاملى انسان است باقى نخواهد بود.
«سُدى» (بر وزن هُدى) به گفته «التّحقيق» در اصل به معناى حركت بدون فكر و تدبير و نظم صحيح است، به همين مناسبت به شترى كه بدون ساربان در بيابان رها شده «ابرلٌ سُدى» گفته مىشود، به رطوبتهاى كه در شب مىريزد نيز «سَدى» (بر وزن وفا) مىگويند، زيرا نظم و برنامه خاصّى ندارد، به تارهاى پارچه قبل از آنكه «پود» در آن بدوند، «سَدى» مىگويند، چون در آن حال، مهمل و بىنتيجه است.
كوتاه سخن اينكه: آيه ضمن يك استفهام انكارى مىگويد: آيا ممكن است انسان بدون هيچ برنامهاى به حال خود رها گردد، با آنهمه استعداد و نيروهاى فكرى و جسمى و امكانات گوناگون؟ سپس از آن مسأله تكليف و مسئوليت و معاد را نتيجه مىگيرد.