پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢ - ٢- داستان اصحاب كهف در كتب تاريخى
١- خلاصه اين ماجرا:
طبق آنچه در قرآن مجيد و روايات مشهور اسلامى آمده است چنين است: پادشاه ستمگرى بوده به نام «دقيانوس» كه بر ملتى بت پرست حكمرانى مىكرد (بعضى نام او را «دسيوس» ثبت كردهاند و در حدود قرن اوّل تا سوّم ميلادى مىزيسته، و پايتخت او به نام «افسُوس» بود، وزرائى داشت كه طى يك ماجرا متوجه بىاعتبارى آيين بتپرستى او شدند، آنها آزادى از چنگال اين آيين خرافى را بر حفظ پست و مقام خود ترجيح داده، به طور پنهانى شهر و ديار خود را به سوى مقصد نامعلومى پشت سر گذاشتند، و پس از مدتى به غارى رسيده آن را پناهگاه خود قرار دادند.
در اينجا خداوند يك خواب طولانى عجيب بر آنها مسلط ساخت، و صدها سال خوابيدند، هنگامى كه از اين خواب گران بيدار شدند، و از يكديگر درباره خوابشان سئوال كردند، گمان كردند يك روز يا قسمتى از يك روز بيشتر در خواب نبودهاند! ولى شواهد و قرائن اطراف غار و قيافههاى آنها نشان مىداد كه موضوع غير از اين است و لذا در ترديد فرو رفتند.
و چون گرسنه بودند يك نفر را به شهر فرستادند تا مخفيانه غذايى براى آنها تهيه كند، ولى سكههايى را كه براى خريد غذا ارائه كردند راز آنها را فاش كرد، طرز رفتار آنها كه با عادات و رسوم مردم متفاوت بود، به ضميمه آنچه در تاريخ معاصر آن مردم درباره ناپديد شدن چند جوان صاحب منصب و عالى مقام شنيده بودند، همه نشان مىداد كه اينها همانها هستند!
جمعيت با خبر شدند و اطراف آنها را گرفتند، ولى آنها به غارشان بازگشتند و براى هميشه چشم از جهان فرو بستند و مردم در آنجا به احترام آنها معبدى بنا كردند.
٢- داستان اصحاب كهف در كتب تاريخى
آيا اين داستان در غير قرآن مجيد، نقل شده است يا نه؟ و آيا در تورات و انجيل كنونى اشارهاى به آن ديده مىشود؟
پاسخ سئوال اوّل، مثبت و پاسخ سئوال دوّم منفى است.
زيرا اين ماجرا به گفته مورّخان مدتها بعد از ميلاد مسيح عليه السلام رخ داده است، و تاريخ آن را بعضى