پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣ - برزخ و ويژگىهايش
برزخ ممكن نيست، مرگ از اين زندگى دنيا و سپس حيات برزخى و باز مرگ از حيات برزخى و سپس زندگى در عالم آخرت.
اين به خاطر آن است كه در پايان اين جهان و به اصطلاح به هنگام نفخه صور، نه تنها انسانها كه همه فرشتگان ارواح مردگان كه در قالبهاى مثالى در جهان برزخ هستند به مقتضاى فَصَعِقَ مَنْ فى السَّماواتِ وَ مِنْ فى الْارْضِ (زمر- ٦٨) مىميرند، و كسى جز ذات پاك خدا در آن روز زنده نمىماند، بنابراين بعد از حيات برزخى نيز مرگى وجود دارد.
و امّا حيات عالم دنيا از اين حساب خارج است، چون در آيه شريفه سخن از دو حيات بعد از مرگ است، حيات دنيا بعد از مرگ نيست.
ولى بعضى احتمال دادهاند كه منظور از مرگ اوّل، قبل از وجود انسان در دنيا زمانى كه خاك بود مىباشد، بنابراين زندگى اوّل نيز زندگى اين دنيا خواهد بود، و مرگ دوّم در پايان اين جهان است و حيات دوّم رستاخيز، شبيه چيزى كه در آيه ٢٨ بقره آمده است كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّه وِ كَنُتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ: «چگونه به خدا كافر مىشويد در حالى كه مرده بوديد، شما را زنده كرد، بعد مىميراند، و بار ديگر زنده مىكند، سپس به سوى او باز مىگرديد».
ولى روشن است كه تعبير به «مرگ اوّل» صحيح است، اما «ميرانيدن» صحيح نيست، به تعبير ديگر زمانى كه انسان خاك بود مرده بود، نه اينكه خداوند او را ميرانده بود، چون ميرانيدن حتماً بايد بعد از حيات باشد، بنابراين تعبير آيه مورد بحث جز با تفسير اوّل (عالم برزخ) تطبيق نمىكند، مگر اينكه براى ميراندن معناى مجازى در نظر گرفته شود، و آن هم بدون قرينه جايز نيست.
بعضى نيز به اين آيه استدلال براى حيات در قبر كردهاند، حياتى كه بعد از مدت كوتاهى به مرگ مىانجامد (و در واقع آن هم نوعى حيات برزخى موقت است)
در اينكه حيات در قبر چگونه است؟ آيا جسمانىاست يا برزخى و در قابل مثالى؟ يا نيمه جسمانى؟
در ميان دانشمندان گفتگو است و به خواست خدا بعداً به آن اشاره خواهيم كرد.