پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - ٦- داستان مقتول بنىاسرائيل
آنها مىگويند: آيه فوق از گروهى خبر مىدهد كه قوّت و قدرت و استقلال خود را به كلّى از دست دادند به گونهاى كه همچون يك امّت مرده بودند، سپس از خواب غفلت بيدار شدند و به لطف پروردگار، قدرت و استقلال خود را باز يافتند. [١]
ولى مىدانيم هرگاه پاى اين گونه تفسيرها و توجيهها به حوزه قرآن كشيده شود، بسيارى از حقايق قرآنى قابل انكار خواهد بود، و هركس مىتواند آيات روشن را با ميل و اراده خود تفسيرهايى مطابق دلخواه خود كند، و قرآنى كه رهبر و راهنماى انسانها است تبديل به ابزارى مىشود براى توجيه افكار و سليقههاى شخصى اين و آن! و به جاى اينكه راهبر باشد، دنبالهرو خواهد شد!
تفسير به رأى كه در روايات اسلامى شديداً از آن نهى شده، و كسى كه قرآن را تفسير به رأى كند همانند كسى شمرده شده كه از آسمان به زمين سقوط كند، همينگونه تفسيرهاست كه خارج از موازين و قواعد مربوط به فهم الفاظ است.
اگر آنها مىخواهند با اين گونه تفسيرها صاحبان تفكّر مادى را قانع كنند. آنها هرگز به اين چيزها قانع نمىشوند، و اگر مىخواهند خوارق عادات را انكار نمايند، چنين چيزى، نه مورد قبول طرفداران مذهب است، و نه حتى مخالفان مذهب.
٦- داستان مقتول بنىاسرائيل
آخرين موردى كه در قرآن مجيد به عنوان نمونه عينى از احياى مردگان در اين جهان آمده است سرگذشتى است كه مربوط به جمعى از بنىاسرائيل است، در اين ماجرا يك نفر سرشناس از ميان آنها به طرز مرموزى كشته شد، و براى پيدا كردن قاتل اختلاف در ميان بنىاسرائيل بالا گرفت، و هر قبيلهاى اين قتل را به قبيله ديگر نسبت مىداد، ادامه اين كشمكش ممكن بود منجر به فتنه عظيمى شود، لذا دست به دامن موسى عليه السلام زدند، او هم با استمداد از الطاف الهى از طريق اعجازآميزى كه مورد قبول همه واقع گشت مسأله را حل نمود.
به اين طريق كه دستور داد گاوى را سرببرند، البته سربريدن آن گاو به سادگى صورت نگرفت، و بهانه
[١]. المنار، جلد ٢، صفحه ٤٥٨.