پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧ - ٥- ماجراى فرار بنىاسرائيل
٥- ماجراى فرار بنىاسرائيل
نمونه ديگر ماجرايى است كه در قرآن در سوره بقره آمده است، درباره گروهى كه هزاران نفر بودند و از ترس مرگ، خانه و ديار خود را ترك كرده، فرار نمودند، ولى اين فرار باعث نجات آنها نشد و به فرمان خدا همه گرفتار چنگال مرگ شدند، سپس خداوند آنها را زنده كرد. (الَمْ تَرَ الَى الَّذيْنَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ الُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ احْياهُمْ) (بقره- ٢٤٣).
به گفته مفسّران آنها گروهى از بنىاسرائيل بودند كه به خاطر فرار از وبا و يا طاعون از ديار خود گريختند، ولى چيزى نگذشت كه به همان بيمارى از جهان رفتند، يكى از پيامبران بنىاسرائيل به نام «حزقيل» از آنجا عبور كرد و از خدا خواست آنها را زنده كند، و خداوند به عنوان نمونهاى از احياى مردگان (در برابر منكران معاد) آنها را زنده كرد.
در بعضى از روايات آمده كه آنها در يكى از شهرهاى شام زندگى داشتند و گهگاه طاعون در ميان آنها واقع مىشد، هر زمان مقدمات آن را احساس مىكردند ثروتمندان كه داراى قدرت كافى بودند شهر را ترك مىگفتند، و فقرا باقى مىماندند و مرگ و مير در ميان آنها زياد واقع مىشد، ولى آنها كه بيرون مىرفتند غالباً جان سالم بدر مىبردند بعداً تصميم گرفتند كه هر زمان احساس وقوع طاعون كنند همگى خارج شوند و چنين كردند ولى هيچكس نجات نيافت و همگى به فرمان خدا از دنيا رفتند. [١]
البته در آيه فوق اشارهاى به اين نكته نشده كه هدف از اين احياء بعد از موت نشان دادن صحنه معاد در اين جهان بوده، ولى در بعضى از روايات كه در توضيح اين ماجرا آمده تصريح شده كه چنين هدفى در كار بوده است. [٢]
باز در اينجا به تفسير انحرافى بعضى از مفسّران به اصطلاح روشنفكر برخورد مىكنيم! از آنجا كه اين سرگذشت به هر حال جنبه خارق عادت دارد و مىدانيم هضم اين گونه امور براى بعضى از اين افراد مشكل است، از اين رو وقوع چنين حادثهاى را به شكلى كه ظاهر قرآن حكايت مىكند، به كلى انكار كرده، و آن را تنها بيان يك مثال! براى حيات و مرگ امّتها كه در واقع كنايهاى از پيروزى و شكست آنها است دانستهاند!
[١]. مجمعالبيان، تفسير فخررازى، و تفسير نورالثقلين (ذيل آيه مورد بحث).
[٢]. مجمعالبيان، جلد ١ و ٢، صفحه ٣٤٧.