پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - ٢- ابراهيم و مسأله معاد
«لَمْ يَتَسَنَّه» كه از ماده «سَنَه» به معناى سال است و مفهومش آن است كه با گذشتن سالها فاسد نشده بوده، چنين برمىآيد كه هر دو از غذاهاى فاسد شدنى بوده، بعضى از مفسّران گفتهاند غذاى همراه او «انجير» و «انگور» و نوشيدنيش «آب ميوه» يا «شير» بوده است.
لب اين كه خداوند براى قدرت نمايى اين مواد سريع الفساد را همچنان به حال خود نگه داشت، در حالى كه مركب سوارى او با آن استقامت به كلى از هم متلاشى گشته بود، تا نشانهاى باشد برگذشتن يكصد سال و دليل ديگرى باشد بر امكان حيات بعد از مرگ، تا آن مرد الهى اين حقيقت را با چشم خود در هر دو قسمت (وجود خودش و وجود مركبش) ببيند.
٥- از جمله «وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنّاسِ» (هدف اين است كه ترا آيت و نشانهاى براى مردم قرار دهيم) نشان مىدهد كه فايده اين حادثه تنها براى آن مرد الهى نبوده، بلكه نفعش عام بود، زيرا مردم از روى قرائن مختلفى «عُزير» را شناختند، و باور كردند كه بعد از يكصد سال، حيات نوينى يافته است، اگر نسل معاصر عزير از دنيا رفته بود نسلهاى بعد از او حقيقت را دريافتند، و با در دست داشتن اطلاعاتى از پدران خود به حقيقت امر واقف گشتند.
٢- ابراهيم و مسأله معاد
يكى ديگر از نمونههاى تاريخى و عينى كه قرآن بر آن تكيه كرده، سرگذشت ابراهيم و داستان «طيور اربعه» (مرغهاى چهارگانه) است كه بعد از داستان عزير بلافاصله در قرآن آمده است، مىفرمايد:
وَ اذْ قالَ ابْراهيمُ رَبِّ ارِنى كَيْفَ تُحْيِى الْمَوْتى قالَ اوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبى قالَ فُخُذْ ارْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهَنَّ الَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِيْنَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّه عَزيزٌ حَكيمٌ.
ترجمه:
«به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم گفت: خدايا! به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مىكنى؟