پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - انكار معاد عين گمراهى است
انكار معاد عين گمراهى است:
تا آنجا سخن همه از تأكيدات بود ولى پنج آيه باقيمانده از آيات مورد بحث همگى مشتمل بر تهديدات مختلف نسبت به منكران رستاخيز و معاد است، هركدام به تعبيرى مخصوص خود، مثلًا در آيه ششم مىفرمايد: «آگاه باشد كسانى كه در قيامت ترديد مىكنند در گمراهى عميقى هستند» (الا انَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فى السّاعَةِ لَفى ضَلالٍ بَعيدٍ).
«يمارون» در اصل از «مراء» يا «مريه» گرفته شده كه به گفته «مقاييس اللّغة» دو معنا دارد: نخست كشيدن دست بر پستان حيوان براى دوشيدن شير، و دوّم صلابت و استحكام است، ولى راغب در مفردات تنها همان معناى اوّل را ذكر كرده است.
سپس اين واژه به معناى ترديد و شك آمده است، هرچند راغب مىگويد مفهومى محدودتر از شك دارد (شايد از اين نظر كه «مريه» شك آميخته با جستجوگرى و تحقيق را مىرساند، همانگونه كه دوشنده شير تلاش و كوشش براى بيرون كشيدن شير از پستان مىنمايد).
و «مماراة» به معناى مجادله در بحث، و اصرار در جدال است، گويى هر يك از طرفين مىخواهند آنچه را در فكر ديگرى است استخراج كنند. و يا به گفته مقاييس هريك از آن دو، داراى صلابت و خشونت در بحثاند، و همانگونه كه در بالا اشاره شد يكى از معانى مريه، صلابت است.
قابل توجه اينكه تعبير به «ضَلالٍ بَعيدٍ» در ده آيه از قرآن مجيد آمده است كه عموماً درباره كفّار و مشركان و منكران معاد است، و اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه گمراهى عميق از آن اين گروه است، چرا كه اگر ايمان به خدا و روز جزا وجود داشته باشد، گمراهى جنبه سطحى خواهد داشت، و احتمال هدايت و بازگشت به جاده حق زياد است، ولى انكار توحيد يا معاد انسان را به آخرين مرحله گمراهى مىكشاند و از صراط مستقيم هدايت كاملًا دور مىسازد، يا به تعبير ديگر دلايل خداشناسى و معاد آن قدر روشن است كه شبيه مسائل حسّى است، كسى كه در اين دو امر گرفتار گمراهى شود، گمراهى او عميق خواهد بود.