پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦ - ١- برهان فطرت
مىدهد، و هنگام انجام كار بد ناراحت مىشويد، و از درون جان شلاق مىخوريد و مىسوزيد و ناله مىكنيد، و اين كيفرى است كه دادگاه وجدان به شما مىدهد!
چگونه ممكن است در درون هريك از شما، اين محكمه الهى باشد، ولى در مجموعه اين جهان بزرگ، محكمه بزرگى وجود نداشته باشد؟!
جالب اينكه در اينجا براى اثبات روز قيامت، به روز قيامت، سوگند ياد شده، گوئى مىفرمايد: سوگند به روز قيامت كه قيامت حق است. [١]
در اينجا اين سئوال پيش مىآيد كه اگر سوگند مزبور براى مؤمنان است، نيازى به اين بحث نيست، و اگر براى منكران است چگونه به چيزى كه آنها قبول ندارند سوگند ياد شده؟!
بعضى از مفسّران براى حل اين مشكل، كلمه «ربّ» در تقدير گرفتهاند و گفتهاند معناى آيه چنين است كه سوگند به پروردگار قيامت كه قيامت واقع خواهد شد. [٢]
اين احتمال نيز داده شده است كه اين سوگند براى كسانى است كه اصل روز قيامت را قبول داشتند، ولى در جزئيات آن شك و ترديد مىنمودند، قرآن به اصل روز قيامت قسم ياد مىكند براى اثبات ذكر جزئياتى كه در آيات بعد آمده است.
تفسير ديگرى كه در اينجا وجود دارد، و شايد از دو تفسير گذشته بهتر است، اين است كه قرآن مسأله روز قيامت را در برابر منكران، به خاطر فطرى بودنش چنان مسلّم شمرده كه حتّى براى اثبات آن به خود آن سوگند ياد نموده است.
به تعبير ديگر، از فطرت آنها گرفته، و در برابر آنها استدلال نموده است. و اما «نفس لوّامه» مفسّران در توضيح آن بيانات گوناگونى دارند، تا آنجا كه بعضى از مفسّران شش تفسير در اين باره نقل كردهاند: گاه آن را اشاره به نفس مؤمن دانستهاند، كه در كوتاهىها خويش را ملامت مىكند.
و گاه اشاره به نفس كافر، كه هنگام مشاهده نتائج اعمال در قيامت، خويشتن را سرزنش مىنمايد.
و گاه به معنى اعم از مؤمن و كافر.
و گاه اشاره به حضرت آدم بعد از ماجراى خارج شدنش از بهشت دانستهاند.
ولى آنچه مناسبتر از همه، براى مقام سوگند كه دليل بر شرافت است، و براى قرار گرفتن در كنار يوم
[١]. توجّه داشته باشيد كه «مقسم له» (چيزى كه سوگند براى آن ياد شده) در آيه محذوف است، و از جمله بعد استفاده مىشود و در تقدير چنين است «لَتُبْعَثُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
[٢]. تفسير فخررازى، جلد ٣٠، صفحه ٢١٦.