پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - ج- عدل انطباق بزرگ و كوچك
آسمان كشيده است.
اكنون، لحظاتى چشم خود را مىبنديم و آنچه را ديدهايم در ذهن خود مجسم مىنماييم: كوه با همان عظمت، دريا با همان وسعت، و كشتى عظيم با همان بزرگى كه دارد در ذهن ما مجسم مىشوند، يعنى همانند تابلوى فوقالعاده بزرگى در برابر فكر ما يا در درون روح ما وجود دارند.
حال اين سؤال پيش مىآيد كه جاى اين نقشه بزرگ كجاست؟ آيا سلولهاى فوقالعاده كوچك مغزى مىتوانند چنين نقشه عظيمى را در خود جاى دهند؟ مسلماً نه، بنابراين بايد داراى بخش ديگرى از وجود باشيم كه مافوق اين ماده جسمانى است و آن قدر وسيع است كه تمام اين نقشهها را در خود جاى مىدهد.
آيا نقشه يك عمارت ٥٠٠ مترى را مىتوان روى يك زمين چند مترى پياده كرد؟!
مسلماً پاسخ اين سؤال منفى است، چون يك موجود بزرگتر با حفظ بزرگى خود منطبق بر موجود كوچكى نمىشود، لازمه انطباق اين است كه يا هر دو مساوى آن باشد يا نقشه كوچكتر باشد.
با اين حال چگونه مىتوانيم نقشههاى ذهنى فوقالعاده بزرگى را در سلولهاى كوچك مغزى خود جاى دهيم؟
ما مىتوانيم كره زمين را با همان كمربند چهل ميليون متريش در ذهن خود ترسيم كنيم، ما مىتوانيم كره خورشيد را كه يك ميليون و دويست هزار مرتبه از كره زمين بزرگ است، و همچنين كهكشانهايى را كه ميليونها بار از خورشيد ما وسيعترند، همه را در فكر خود مجسم كنيم، اين نقشهها اگر بخواهند در سلولهاى كوچك مغزى پياده شوند طبق قانون «عدم انطباق بزرگ بر كوچك» امكانپذير نيست، پس بايد به وجودى مافوق اين جسم اعتراف كنيم كه مركز پذيرش اين نقشههاى بزرگ مىباشد.
* سؤال
ممكن است گفته شود، نقشههاى ذهنى ما، همانند «ميكروفيلمها» و يا «نقشههاى جغرافيائى» است كه در كنار آن يك عدد كسرى نوشته شده مانند ١١٠٠٠٠٠٠ و يا
١١٠٠٠٠٠٠٠٠ كه مقياس كوچك شدن آن را نشان مىدهد و به ما مىفهماند كه بايد اين نقشه را به همان نسبت بزرگ كنيم تا نقشه واقعى به دست آيد، و نيز بسيار ديدهايم عكسى از كشتى غول پيكرى گرفته شده كه نمىتواند به تنهايى عظمت آن كشتى را نشان بدهد، و لذا قبل از گرفتن عكس براى نشان