پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - اينها همه افسانه است!
تعبير به گم شدن در زمين از يكسو اشاره به خاك شدن اجزاء بدن انسان است كه همشكل زمين مىشود، و از سوى ديگر اشاره به پراكنده شدن در مناطق مختلف جهان به گونهاى كه اصلًا شناخته نمىشود.
به اين ترتيب آنها مىخواستند با اين بيان ثابت كنند چنين بازگشتى محال است محال!
در حالى كه عين اين مسأله در آغاز خلقت انسان رخ داده كه ذرات پراكنده در جهان طبيعت به قدرت خداوند گردآورى شده و انسان به وجود آمده است (و بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است).
اينها همه افسانه است!
در چهارمين آيه، همين مطلب با اضافات ديگرى به چشم مىخورد، و مىفرمايد: «كافران گفتند:
گامى كه ما و پدرانمان خاك شديم باز هم به صورت انسانهاى زندهاى از دل خاك بيرون مىآييم؟
اين وعدهاى است (دروغين) كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده!، اين همان افسانههاى خرافى پيشينيان است»! (وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا اذا كُنّا تُراباً وَ آبائُناءَ انّا لَمُخْرَجُوْنَ- لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آبائُنا مِنْ قَبْلُ انْ هذا الّا اساطيرُ الْاوَّلينَ). [١]
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه مسأله معاد آن هم به صورت جمسانى مخصوص قرآن و شريعت اسلام نبوده، بلكه انبيا پيشين نيز از آن خبر دادهاند، ولى به دلائلى كه به خواست خدا بعداً خواهد آمد سركشان امتها هرگز در برابر اين حقيقت سرتسليم فرود نياوردند، و آن را به عنوان يك امر خرافى و اسطورهاى دور از عقل و منطق معرفى مىكردند.
در واقع آنها براى انكار معاد در اين تعبير خود به دو چيز متوسل شدهاند: نخست اينكه بعيد به نظر مىرسد كه خاك بتواند بار ديگر لباس حيات بپوشد، ديگر اينكه چون همه انبيا چنين وعدهاى را به امتهاى خود دادهاند و هرگز تحقق نيافته، دليل بر اين است كه يك افسانه بيش نيست (گويى انتظار داشتهاند قيامت فوراً برپا شود و اگر برپا نشود لابد دروغ است)!
[١]. «اساطير» جمع «اسطوره» و به عقيده بعضى از ارباب لغت جمع «أسطار» و «اسطار» نيز به نوبه خود جمع «سطر» است و به معناى چيزى است كه به دروغ نوشته شده بعضى نيز گفتهاند از آنجا كه «اسطوره» از صيغههاى «مزيد فيه» است دلالت بر زياده از سطر طبيعى دارد، و لذا به معناى «سطر مجعول» است، به هر حال اسطوره به معناى مطالب باطل و بىاساس و خرافى است (مقاييس- مفردات- مصباح اللغة و التحقيق).