پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - ٦- داستان مقتول بنىاسرائيل
جويان بنىاسرائيل درباره اوصاف آن گاو كراراً به موسى عليه السلام مراجعه كردند، و با سؤالات بيجا و بى معنا كار را به عقب انداختند، سرانجام گاوى را با اوصاف خاصّى سربريدند و قسمتى از بدن آن را بر مقتول زدند، به فرمان خدا چند لحظه زنده شد و قاتل خويش را معرفى كرد.
قرآن در آخرين بخش اين ماجرا مىگويد: «به خاطر بياوريد هنگامى را كه يك نفر را كشتيد، سپس درباره او به نزاع پرداختيد و خداوند آنچه را كتمان مىكرديد آشكار مىسازد- سپس دستور داديم قسمتى از آن را بر بدن مقتول بزنيد، خداوند اين گونه مردگان را زنده مىكند، و آيات خود را به شما نشان مىدهد، شايد درك كنيد» (وَ اذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَاذّا رَأَتَمْ فيْها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنّا أضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذَلِكَ يُحْيِى اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيْكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ).
عجيب اينكه در اينجا قطعهاى از بدن «مرده» را به بدن «مرده ديگرى» مىزنند تا زنده شود و حقيقت امر را بازگو كند!، چه ارتباطى در ميان اين دو وجود دارد؟ و اين اثر از كجا برمىخيزد؟ مسلّماً اين يك سرّ الهى است كه جز ذات پاك او كسى از آن آگاه نيست، همين اندازه سهولت و آسانى كار روشن مىسازد كه مسأله احياى مردگان در جهان ديگر در پيشگاه قدرت خدا به همين سادگى است، ضرورتى ندارد كه هميشه «موجود زنده» از موجود زنده ديگر متولد شود، بلكه ممكن است به فرمان خدا جرقه حيات و زندگى از تلاقى دو عضو برخيزد!
جمله كَذلِكَ يُحْيِىْ اللَّهُ المَوْتى (اين گونه خداوند مردگان را زنده مىكند) وبه وضوح بيانگر اين حقيقت است كه در آنجا مقتول زنده شد، و يك نمونه عينى را براى حيات انسانها پس از مرگ ارائه داد.
باز در اينجا به نويسندگانى همچون نويسنده «المنار» برخورد مىكنيم كه اصرار دارند جملهاى را با اين وضوح برخلاف ظاهر آن، بدون هيچ قرينه عقلى و لفظى، و بدون هيچ ضرورتى حمل كنند.
او مىگويد: ظاهراً چنين بوده كه اگر مقتولى نزديك شهرى يافت مىشد و قاتل او شناخته نمىشد، هركس دست خود را با مراسم مذهبى خاصى در آنجا مىشست از خون آن مقتول تبرئه مىشد، و هركس نمىشست قاتل شناخته مىشد، و معناى احياى موتى در اينجا حفظ خونهايى است كه بر اثر اين نزاع و كشمكش در معرض ريخته شدن بود، يعنى خداوند به وسيله اين گونه احكام جلو خونريزى بيشتر را مىگيرد.!! [١]
[١]. المنار، جلد اول، صفحه ٣٥١.