پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - ٣- مرگ در روايات اسلامى
را به زندگى مادى دنيا پيوند زده، دليلى ندارد كه كمترين وحشتى از مرگ به خود راه دهند.
٣- مرگ در روايات اسلامى
در روايات اسلامى نيز نكتههاى جالبى در زمينه دلائل ترس و وحشت از مرگ ديده مىشود كه بسيار جالب و آموزنده است:
١- مردى از امام حسن مجتبى عليه السلام پرسيد: يَابْنَ رَسُولِ اللَّه! ما بالُنا نَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ لا نُحِبُّهُ؟ «چرا ما مرگ را ناخوشايند مىدانيم و دوست نداريم؟»
امام فرمود: انَكُمْ اخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ، وَ عَمَّرْتُمْ دُنْياكُمْ، وَ انْتُمْ تَكْرَهَوُنَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعِمْرانِ الَى الْخَرابِ!: «اين به خاطر آن است كه شما آخرت خود را ويران ساختيد و دنياى خود را آباد كرديد، لذا اكراه داريد كه از آبادى به سوى ويرانى رويد». [١]
٢- امام صادق عليه السلام مىفرمايد: مردى خدمت پيامبر عليه السلام آمد و عرض كرد: مالى لا احِبُّ الْمَوْتَ: «چرا من مرگ را دوست ندارم؟».
پيامبر فرمود: الَكَ مالٌ؟ «آيا ثروتى دارى»؟ عرض كرد: آرى.
فرمود: فَقَدَّ مْتَهُ؟ «آيا از پيش فرستادهاى؟» عرض كرد: نه! فرمود: فَمِنَ ثَمَّ لا تُحِبُّ الْمَوْتَ: «از اينجاست كه مرگ را دوست ندارى». [٢]
٣- در حديث ديگرى مىخوانيم كه امام هادى عليه السلام (على بن محمد) به عيادت يكى از ياران رفت و او را مشاهده كرد كه پيوسته مىگريد و از ترس مرگ بيتابى مىكند، امام به او فرمود: يا عَبْدَ اللَّه! تَخافُ مِنَ الْمَوْت لِانَّكَ لا تَعْرِفَهُ: «بنده خدا! تو از مرگ مىترسى به خاطر آنكه حقيقت مرگ را نمىشناسى» سپس امام عليه السلام مرگ را به حمام تميزى تشبيه فرمود كه انسان آلودهاى وارد آن مىشود و او را از هرگونه غم و اندوه و ناراحتى شستشو مىدهد و به سرور و شادمانى مىرساند. [٣]
٤- امام زينالعابدين على بن الحسين عليه السلام مىگويد: لَمَّا اشْتَدَّ الْامْرُ بِالحُسَيْنِ بْنِ عَلِّى بْنِ ابى طالِبٍ ... كانَ
[١]. بحارالانوار، جلد ٦، صفحه ١٢٩، حديث ١٨.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٦، صفحه ١٢٧، حديث ٩.
[٣]. از «معانى الاخبار»، صفحه ٢٩٠، حديث ٩ (باب فى معنى الموت).