پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - آن روز كه انسان آفريده شد
زيرا مىدانيم دليل بر خلقت نخستين همان قدرت خداست، و اين معنا در خلقت مجدّد نيز عيناً وجود دارد، اما در احكام فرعى كه فلسفه آنها روشن نيست و در خود دليل نيز تصريح به علّت آن نشده قياس معنا ندارد، چرا كه قياسى است ظنى و تخمينى، نه يقينى و عقلى.
به هر حال تفسيرى كه در بالا ذكر شد با توجه به آيات ديگر قرآن كه در اين زمينه آمده كاملًا روشن است، ولى عجيب اين است كه بعضى از مفسّران گفتهاند منظور اين است همانگونه كه در آغاز شما را سعادتمند و شقاوتمند، مؤمن و كافر آفريد پايان و عاقبت كار شما نيز به همان باز مىگرديد. [١]
شايد بعضى خواستهاند از اين راه دليلى بر عقيده فاسد خود در مسأله جبر جستجو كنند، در حالى كه سخن از اصل آفرينش انسان و ابتداى خلقت او، سپس بازگشت او به زندگى مجدد است، و كمترين اشارهاى در آيه به مسأله سعادت و شقاوت اجبارى و طينت مؤمن و كافر، وجود ندارد.
نتيجه بحث
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه علت اصلى انكار مخالفان معاد بىتوجهى و غفلت به آفرينش نخست اين جهان و آفرينش اوّل انسانهاست، چرا كه اگر كمى به آن مىانديشيدند پاسخ خود را مىدادند.
مگر ممكن است آفرينش انسان در آغاز از خاك امكانپذير باشد ولى در مرحله بعد غيرممكن؟!
توضيحات
آن روز كه انسان آفريده شد
دانشمندان مىگويند حدود پنج ميليارد سال قبل كه زمين از خورشيد جدا شد يكپارچه آتش سوزان بود، ميلياردها سال گذشت تا زمين تدريجاً رو به سردى گذاشت، و ابرهاى فشردهاى كه اين كره خاكى را سخت از هر سو محاصره كرده بودند تبديل به باران شدند، بارانهايى سيلابى كه بر زمينهاى داغ فرو مىريخت و مىجوشيد و دگربار تبديل به ابر مىشد و تدريجاً اين كره خاكى را سردتر و سردتر مىساخت.
[١]. فخر رازى در تفسير خود اين تفسير را به عنوان يكى از دو احتمال ذكر كرده است. (جلد ١٤، صفحه ٥٨)