پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - زنده شدن زمينهاى مرده را ديديد، رستاخيز همينگونه است؟!
در دوّمين آيه همين مسأله در لباس ديگرى مطرح شده است، مىفرمايد: «خداوند زنده را از مرده خارج مىسازد، و مرده را از زنده» (يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ).
آن فاصلهاى كه شما در ميان مرگ و حيات مىبينيد براى ذات پاك او مطرح نيست، او مرتباً زندگان را از دل مردگان و بالعكس خارج مىسازد (توجه داشته باشيد «يُخْرِجُ» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد، يعنى اين كار دائمى اوست).
بنابراين نمونه صحنه پايان اين جهان كه صحنه خروج مرگ از دل حيات است، و همچنين صحنه معاد كه صحنه خروج حيات از دل مرگ است، پيوسته در برابر چشم شما تكرار مىشود، هرچند در مقياس محدودترى است، پس چه جاى تعجّب كه در پايان اين جهان همه موجودات زنده بميرند و در رستاخيز همه انسانها به زندگى جديدى باز گردند؟ يعنى همان قانون تبديل مرگ به حيات و حيات به مرگ در مقياس وسيع و گستردهاى صورت پذيرد.
البتّه خارج شدن مرگ از دل حيات بر همه واضح است، ولى از آنجا كه خارج شدن حيات از دل مرگ ممكن است براى بعضى قابل تأمل باشد در پايان آيه مىفرمايد: «و زمين را بعد از مردنش زنده مىكند و همين گونه شما (روز قيامت) خارج مىشويد» (وَ يُحْيِى الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ).
جمله «كَذلِكَ تُخْرَجُونَ» (شما اين گونه مبعوث مىشويد) و به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه تفاوتى ميان اين رستاخيز كوچك كه در جهان گياهان و زمينهاى مرده رخ مىدهد، با آن رستاخيز بزرگ و فراگير نيست، و با اندكى دقت در اين موضوع هرگونه پندار غلط و وسوسههاى شيطانى در امر معاد برطرف مىگردد.
آرى در هر لحظهاى در اين جهان پهناور هزاران هزار دانه مىشكافد و نخستين جوانه حيات از آن بيرون مىآيد، و هر لحظه در گوشه و كنار اين جهان زمينهايى مرده حيات خود را از سر مىگيرند، اين يك سنت دائمى و هميشگى پروردگار و تداعى خاطره معاد در اذهان است.
در سوّمين آيه بعد از اشاره به چگونگى پيدايش باران به دنبال حركت بادها و ابرها و تراكم آنها بر يكديگر، مىفرمايد: «اكنون بنگر به آثار رحمت الهى كه چگونه زمين را بعد از مردنش زنده مىكند»؟!