فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٣ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
تقرير نگارى هرچند به يقين فراورده هاى چشمگيرى در پى داشته، چه آن كه تقريرات درسها اينك منابع مهمّ و گرانسنگى است كه درسهاى خارج را به حقّ سيراب مىكند، امّا دركنار توجّه به اين واقعيّت نبايد به اشكالات «تقرير نگارى» بى توجه ماند و به زوايا و ابعاد اين حركت، نظرى از نو بايد انداخت!
تقرير نگاران عمدتاً به ضبط اقوال اساتيد بسنده مىكنند. به نظر مىآيد اين بسندگى،تقريرات را به عاملى تورم زا در اصول مبدّل كرده است.
بايد علاوه برضبط و ارائه ديدگاه هاى استاد، سه كارديگر را نيز در تقرير نگارى انجام داد، تا تقريرات به پلى براى انتقال همه اقوال نسل گذشته به نسل آينده بدل نشود و اشكالات آن نسل به اين نسل راه نيابد:
١.بايد دروس استاد را از مطالب و موضوعات زائد تصفيه كرد؛
٢. ديدگاه هاى استاد را به نقد كشاند؛
٣.نقل قولهاى استاد را كنترل و بازبينى كرد.
١.تصفيه دروس استاد از مطالب زائد؛
درست است كه فلسفه تقرير نگارى انتقال ديدگاه هاى استاد به ديگران است، ولى بايد فلسفه انتقال ديدگاه هاى استاد راهم از ياد نبريم كه خدمت به علم و برآوردن نيازهاى استنباط است.
مقرّر بايد رسالت، نقش وكاركرد اصول را نسبت به استنباط درك و رعايت كند و به نيازهاى نسلى كه كتاب را براى آنها مىنويسد، پاسخى درخور بدهد؛ از اين رو بايد به پيرايش درس استاد از مباحث و موضوعات زائد و غير كاربردى بپردازد و نسل نو را به ميهمانى سفره اى از اقوال متراكم و درهم نبرد.
امام خمينى دريك مورد نسبت به مقرّر درس نائينى كه بحثى غير كاربردى را تقرير، سپس تلاش استاد را ستوده و از او تشكر كرده است، زبان به اعتراض و نقد مىگشايد و مىگويد: