فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣١ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
٢. همان طور كه عالمان علم رجال گفته اند و از اين توقيع استظهار كرده اند، چه بسا اسحاق، برادر محمدبن يعقوب كلينى باشد،گرچه نام و ياد اودر كتابهاى رجالى نيامده است، ولى افرادى مثل كلينى به او اعتماد كرده اند، به ويژه درمورد اين توقيع شريف كه مشتمل برنكات دقيقى است.
٣. افزون برآن كه بزرگانى چون شيخ صدوق و شيخ الطائفه(ره) براسحاق بن يعقوب كلينى اعتماد كرده اند. بنا بر اين سند اين حديث به نظر ما قابل خدشه نيست، زيرا بسيار بعيد است كه مثل كلينى، اسحاق بن يعقوب را كه از معاصرين خودش است، نشناسد و بااين وجود از اوحديث را نقل كند كه به حضرت حجت(ع) نامه مىنويسد و چنين مسائل مهم را كه جز خواص و عالمان شيعه از آن پرسش نمىكنند، بپرسد و پاسخ حضرت(ع) به خط شريف خود ايشان به دست وى برسد.
بنابر اين كلينى چنين كسى را به وثاقت و اهليت و عدالت مىشناخته است و مكاتبات اورا قبول دانسته است و درنتيجه صحت سند اين توقيع مورد پذيرش ماست.
و اما در مورد دلالت همان طور كه فرموديد، دلالت حديث هم به اشكال گوناگون مىتواند مقصود را برساند:
الف) تعبير «اما الحوادث الواقعه»بيانگر اين است كه مقصود از حوادث، حوادثى است كه در باره آنها به سلطان و والى وحاكم شرع رجوع مىشود و اين گونه وقايع است كه نيازمند رجوع به كسى است كه حجت امام و دراين گونه مسائل مرجع و ملجا همگان باشد، زيرا اسحاق بن يعقوب احكام وقايع را مىدانسته و اهل بصيرت و معرفت بوده و مىدانسته كه درباره احكام بايد به راويان مراجعه كند.
ب) «فانهم حجتي عليكم و انا حجة اللّه» بيانگر اين است كه همان طور كه امام، حجت خدا برمردم است و با بودن او براى مردم حجتى بر