فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٣ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
امامت راه پيدا مىكند كه آشنا به سياست و اداره امور دولت باشد.
اعتراض اهل بيت و در رأس آنها امام صادق(ع) اين بود كه امامان اهلبيت از بنى الحسن و بنى العباس، به احكام خدا و حلال و حرام آشنا تر و عالم تر هستند.
روايت دوم: صحيحهاى است كه عبدالكريم بن عتبه از امام صادق(ع) روايت مىكند:
اتق اللّه و انتم ايها الرهط فاتقوا اللّه فان أبي حدَّثني و كان خير اهل الارض و اعلمهم بكتاب اللّه عزوجل و سنّة نبيّه: انّ رسول اللّه(ص) قال: من ضرب الناس بسيفه و دعاهم إلى نفسه ـ و فى المسلمين من هو اعلم منه فهو ضالّ. (١٨)
اين روايت نيز از لحاظ سند صحيح است دلالت آن از دلالت صحيحه اولى اقوى به نظر مىرسد، چون دراين صحيحه محمد بن عبداللّه بن الحسن(ع) براى امامت مسلمانان به امام صادق(ع) عرضه مىشود و جمعى با عمروبن عبيد به محضر امام صادق(ع) مىرسند تا امام را به امامت محمدبن عبداللّه بن الحسن قانع كنند و زمينه را براى جايگزينى بنىالحسن(ع) به جاى بنى اميه فراهم كنند. دراين مجلس امام صادق(ع) بعد از آن كه به سخنان عمروبن عبيد گوش داد، آنان را موعظه مىكند كه دين خود را ارزان نفروشند و براى امامت مسلمانان، اعلم آنها را به كتاب و سنت انتخاب كنند. با دقت در وضع صدور روايت كاملا واضح مىشود كه مقصود امام صادق(ع) از اعلميت، ا علميت به كتاب و سنت است.
همچنين درنهج البلاغه از اميرالموءمنين(ع) آمده است:
أيّها الناس انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بأمراللّه فيه، فإن شغب شاغب استُعِتبَ، فان أبى قوتِلَ. (١٩)
(١٨) همان،ص٢٨.
(١٩) نهج البلاغه،خ١٧٣.