فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - استصناع آيت الله سيد هاشمى شاهرودى
عندى منه شيئ، فيقاو لنى عليه و اُقاوله في الربح و الاجل حتى نجتمع على شيئى، ثم أذهب فأشتري له الحرير فأدعوه اليه. فقال: أرأيت إن وجد بيعاً هو أحب اليه مما عندك أيستطيع أن ينصرف إليه و يدعك أو وجدت أنت ذلك أتستطيع أن تنصرف إليه و تدعه؟ قلت: نعم. قال: فلا بأس؛
معاوية بن عمار مىگويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: شخصى نزد من مىآيد و از من حرير مىخواهد در حالى كه هيچ حريرى نزد من نيست؛ در باره آن حرير و ميزان سود و مدت باهم گفتگو مىكنيم و به توافق مىرسيم. سپس من مىروم و براى او حرير مىخرم و او را براى بردن آن حرير فرا مىخوانم.
امام فرمود: اگر او به معامله ديگرى دست يافت كه بدان راغب تر است از آنچه نزد تو است، آيا مىتواند از معامله با تو منصرف شود و به آن معامله رو آورد و يا اگر تو به معامله ءبهترى دست يافتى، آيا مىتوانى به سراغ آن بروى و دست از معامله او بردارى؟
گفتم: بلى.
امام فرمود: اشكال ندارد. (٦)
روايات ديگرى نيز با همين مضمون يا مشابه آن وجود دارد. ظاهر اين روايات آن است كه معيار و ميزان در صحت چنين معامله اى اين است كه الزام آور نباشد و اگر الزام آور باشد، باطل خواهد بود. در مورد توافق برسرخريد و فروش كالاى غير موجود، فرقى نيست ميان آن كه فروشنده آن كالا را به صورت ساخته و آماده شده از بازار تهيه كند يا مواد اوليه آن را تهيه كرده و آن را بسازد و به مشترى بدهد و مشترى هم ملزم به خريد آن باشد.
پاسخ:انصاف آن است كه اين اشكال وارد نيست؛ زيرا:
اولاً:به موردى كه يكى از طرفين در ضمن عقد لازمى شرط كند كه بايد طرف ديگر، كالايى را كه فلانى خواهد ساخت بخرد؛ نقض مىشود. بى هيچ اشكالى خريد اين كالا
(٦) همان،ص٣٧٧، ح٧.