فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
غير ممكن است، امّا از زوايه ديگر آنها را مىتوان به علت اشتراك داشتن هرچند قول درجهت گيرى، به يك حالت به دو يا چند رويكرد تقسيم كرد؛ دراين صورت پس از تقسيم، هررويكرد را با اقوال زير مجموعه بايد ارائه كرد.
رويكرد شناسى نوعى عمق نگرى و انديشه پرورى است.دراين بستر نقد بهتر مىشكفد و نظريّه پردازى بيشتر تحقق مىپذيرد.
شهيد صدر از اين تقسيم بندى نيز غافل نمانده است. نگاهى به كتب يا تقريرات او اين حقيقت را آشكار مىكند. (٢٠)
٣. مطالب درحاشيه را كمتر نقد كنيم؛
بايد پرسيد چه چيزى را نقد مىكنيم؟ قلم فرسايى درمطالب حاشيه اى و موضوعات كم اهميت آفتى است كه به پوكى نقد اصولى مىانجامد.
نقدى كه درموضوعات كليشه اى و صدبار مرور شده كم اهميّت محدود مىشود، به پژمردگى روح مشتاق نقد مىانجامد، بويژه اگر درچنين مواردى دامنه بحث را بگستريم.
قاعده هاى اصولى و يا مطرح دراصول
آيا افزايش قواعد در اصول منشأ پيدايش يا افزايش تورّم قرار مىگيرد؟ قواعد موجوددر اصول را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد: قواعدى كه در ماهيّت اصولى نيستند و قواعدى كه اصولى هستند. هر دسته را جداگانه بررسى مىكنيم.
١. قواعدى كه در ماهيّت اصولى نيستند؛
قواعد بسيارى به درون اصول راه يافته كه در ماهيّت اصولى نيستند. اصوليان اين قواعد را از دانشهاى ديگرى وام گرفته اند؛ همچون دانش لغت، نحو، كلام، فلسفه و منطق.
(٢٠) ازباب نمونه به :جلد اول تقريرات وى به قلم آية اللّه هاشمى،ص٢٣٢و بويژه ص٢٤٢ مراجعه شود.