ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - نتيجهء دهم - در مسير انسان شدن و تحصيل روشنائى هدايت ، تاريكيهاى انسان نماهاى ديگر شما را از حركت باز ندارد
نتيجهء سيزدهم - خداوند ستمكاران را هدايت نمى كند
نتيجهء سيزدهم - خداوند ستمكاران را هدايت نمى كند ( آيهء شمارهء ١٦ ) اين مطلب كه در ده مورد از آيات قرآنى آمده است ، وخامت و وقاحت ستم را بخوبى بيان مى دارد . ستمكار هدايت نمى شود ، چرا براى اين كه ظلم و ستم در هر شكلى هم كه بوده باشد ، مبارزه با مشيت خداونديست كه در اين آيه بيان شده است : ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا ) ( كار و مشيت پروردگار تو بر صدق و عدالت استوار شده است ) .
وقتى كه توجه كنيم به اين كه معناى هدايت عبارت است از حركت روشن بينانهء انسان در مسير قوانين عالى هستى ، تضاد آنرا با ستم و ظلم كه انحراف از مسير مزبور است ، بخوبى درمى يابيم ، بنا بر اين فرد يا گروه ظالم خود را از مجراى هدايت بركنار نموده است .
نتيجهء چهاردهم - مقام راهنمايى شايستهء كسانى است كه مردم را بسوى حق رهبرى كنند
نتيجهء چهاردهم - مقام راهنمايى شايستهء كسانى است كه مردم را بسوى حق رهبرى كنند ( آيهء شمارهء ١٧ ) سرتاسر تاريخ پر از راهزنانى است كه با بدست آوردن اشكالى از قدرت ، قيافهء راهنمايان را بخود گرفته ، جوامع را مانند گردنه هائى تلقى نموده ، مى دانى براى تاخت و تاز خود قرار دادهاند . بلى ، اينان هم پيشوايانى بودهاند ، ولى به مقصد سقوط و آتش حركت مى كردند و مردم جامعه را به سقوط و آتش مى كشانيدند . كلمهء مقدس راهنما و رهبر و پيشوا و قائد در همين تاريخ بشرى در بارهء راهزنانى مانند نرون و آتيلا و چنگيز و هيتلر بكار برده شده است . ساده لوحان و دون صفتان و مردم ترسو نيز بكار بردن اين گونه كلمات را در بارهء راهزنان و ابر دزدها باور كرده ، حتى بخود همان راهزنان نيز امر را مشتبه ساختهاند . واقعا هتلر خود را رهبر مى نامد ، چنگيز بعنوان رهبر يا ساهارا مى نويسد و دستور به پيروى از قوانين تدوين شده در آن يا ساهارا صادر مى فرمايد يكى از جملات بسيار رايج و فراوان در ميان جوامع و ملل همين جمله بوده است كه راهزنان مى گفتند : « دنبال من