ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - توضيحى در بارهء غيب
١٣ - ( إِنَّ الله يَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) ( خداوند غيب آسمانها و زمين را ميداند ) .
توضيحى در بارهء غيب كلمه غيب و غياب و غيبوبه و مشتقاتى كه اين ماده دارد ، بمعناى دور بودن از ديدگاه و ناپديد بودن از افق ديد ، ميباشد . غيب باين معناى لغوى كه بسيار وسيع و داراى عموميت است ، در بارهء هر چيزى كه از افق ديدگاه انسان ناپديد باشد ، بكار مى رود . وقتى كه مى گوئيم : سه نفر از شاگردان اين كلاس امروز غايب بودند ، يعنى از كلاس كه ديدگاه ما است ناپديد بودند .
يعنى در كلاس نبودند . ملاحظه مى شود با اين كه ما آن سه نفر شاگرد را مى شناسيم ، باز مى گوئيم : غايب بودند ، يعنى موصوف به غيب از كلاس بودند . غيب به اين معناست كه شامل هزاران حقيقتى ميباشد كه ما آنها را مى شناسيم ، ولى براى ما محسوس و قابل ديدن و قابل لمس نيستند . بكار بردن غيب بهمين معناى عمومى در آيات شمارهء ٢ و آيهء ١٠٢ از سورهء يوسف ميباشد . اين مسئله را در نتيجهء دوم مطالعه فرمائيد . و همچنين شامل حقايق نامحسوس ولى صد در صد قابل درك و دريافت ميباشد مانند صدها نوع لذت و الم و عاطفه و انديشه و اراده و حقيقت عدالت و آزادى و ميلياردها روابط كه ميان موجودات جهان هستى وجود دارد و حقيقت عدد . ما همهء اينها را مى شناسيم ولى از ديدگاه حسى ما بدورند و موصوف به غيب مى باشند . از اين توضيح چنين نتيجه مى گيريم كه حقايقى غيبى كه بوسيلهء پيامبران براى بشر مطرح مى گردد ، ايمان بآن حقايق ، ايمان به مجهول محض نمى باشد ، بلكه بمعناى غير قابل ارتباط بوسيلهء حواس طبيعى و ابزارى كه براى ارتباط وسيعتر و دقيقتر ساخته ميشوند ، مى باشند .
پس ايمان ما به ضرورت عدالت كه بهيچ وجه محسوس نيست ، ايمان به مجهول مطلق نيست ، ايمان ما به عظمت آزادى كه بهيچ وجه محسوس نيست ،