ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٦ - سرزمين حجاز پيش از بعثت پيامبر اكرم ( ص )
آفريده و براى آنان معده اى بزرگ ساخته است كه آب را براى چند روز ذخيره كنند . گاهى آبهاى ذخيره شده در شكم اين حيوانها را با برخى از وسائل بيرون مى كشند و عرب بيابانى كه صاحب آن شتر است و براى او هزار نام وضع كرده است ، از آن آب بياشامد . در بارهء گياهانش - زياد صحبت نميكنم : كمياب ، خاردار آتشزا ، داراى رگهاى خشيكده از بىآبى . خانه هايش - اصلا نام خانه بر آن آشيانهها نهادن غلط است آنها چادرهائى است كه همواره با بادهاى سوزان و گرماى تباه كننده دائما در پيكار است كه ناگهان ستونها افتاده و چادرها در پهنهء بيابان اين طرف و آن طرف بر زمين پهن شده است . باضافهء اين كه اين چادرها همواره در حال كوچ و انتقال از نقطه اى به نقطهء ديگر است . كوشش بيهوده ايست اگر ساكنان اين چادرها بخواهند جائى را براى اقامت اختيار كنند . وسيلهء معيشت اين فرزندان بيابانهاى سوزان خرما و آبست كه گاهى گوشت شتر و بعضى شكارهاى صحرائى هم بآن دو اضافه ميشوند .
گاهى طبيعت اين بيابانهاى سوزان مردمش را به جنگ و كشتار برمى انگيزد .
آفتاب سوزان بر فضاى صحراهاى جزيرة العرب زبانههاى آتشين مى فرستد و عرب فقير و گرسنه لاشهء گرگ يا گوسفند ذبح شده اى را روى سنگهاى تفتيده آن صحراى سوزان كباب ميكند . بر فضاى صحراهاى اين جزيره ملالتى كشنده و زجر تلخ سايه انداخته است ، زيرا مناظر آن صحراها يكنواخت و بدون اندك دگرگونى در اقيانوس ريگها كه هيچ سبزى و طراوتى در آنها ديده نمى شود ، گسترده شده است .
هرگز از چنين طبيعت خشن و با قساوت و اين زندگى يكنواخت و اين موجوديت دشوار نتوان انتظار داشت كه در مغز مردمى كه در چنين طبيعتى ناهنجار و ضد حيات زندگى ميكنند ، شعورى در بارهء عظمت هستى و عموميت و ارزش حيات و خيرات بوجود بياورد كه ارواح آن مردم را با ايمان عميق نرم و لطيف بسازد . اين گونه احساسات عالى در سرزمينهاى سبز و خرم بوجود مى آيد نه در