ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - ٨ - سياست در حيات معقول
محض « آنرا به جامعه عرضه ميكند و نمى گذارد هنر در استخدام مكتبهائى قرار بگيرد كه آگاهىها و آزادىها و هدفگرايى بشرى را در قالبهاى پيش ساخته محدود سازد و بخشكاند . براى اطلاع بيشتر در بارهء » هنر در حيات معقول « لطفا به رسالهء » فلسفهء هنر از ديدگاه اسلامى از انتشارات موزهء هنرهاى معاصر « مراجعه شود .
٨ - سياست در حيات معقول اين مسئله براى همه روشن است كه هيچ كلمه اى در قاموس بشرى مانند كلمهء سياست از جهت تعريف و عمل عينى گرفتار تناقض شگفتانگيز نيست .
اگر بخواهيم سياست را از ديدگاه انسانهاى آگاه و خردمندى كه موجوديت انسان را برسميت مى شناسند ، تعريف كنيم ، تعريف سياست چنين است كه « مديريت زندگى انسانها در راه وصول به بهترين هدفهاى مادى و معنوى » و اگر عمل عينى سياستمداران معمولى را كه متاسفانه اكثريت چشمگير متصديان امور سياسى را تشكيل مى دهند ، در نظر بگيريم ، با شرمآورترين و اسفانگيزترين جريان روبرو خواهيم شد . اين جريان عبارتست از تنزل دادن زندگى « كسها » به حركت « چيزها » كه قابل هر گونه بازيست اين كه سياست همواره با تناقض شرم آور حركت ميكند ، براى اشخاصى تعجبآور است كه از حقيقت « حيات طبيعى محض » اطلاعى ندارند . در صورتى كه براى آگاهان از حقيقت و مختصات اين حيات پست ، سياست هنگامى تناقض مزبور را نداشته باشد شگفتانگيز است .
زيرا وقتى كه حيات بشرى نمى خواهد از چهار چوبهء « حب ذات » ، « صيانت ذات » بيرون بيايد و موجودى ديگر بنام انسان را برسميت بشناسد ، طبيعى است كه چنين حيات اگر چه از نظر قوا و استعدادهاى مغزى و روانى و عضلانى در عاليترين درجات بوده باشد ، نتيجه اى جز گسترش و استحكام همان چهارچوبه نخواهد داشت . حال اگر شما بخواهيد مديريت زندگى اجتماعى انسانها را