ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - ٤ - روابط اجتماعى در حيات معقول
بوجود مى آورد ، آرى باضافهء همهء اينها آبروى انسان در موقع بروز حوادث غير عادى هم نمى ريزد . بنظر مى رسد متفكران رشتههاى حقوقى قدرتمندتر از آنند كه در برابر اين نارسائى كه در طبيعت قوانين تنظيم كنندهء زندگى محض وجود دارد ، از پاى در آيند . اينان بايد از اين قدرت استفاده كنند كه گذشته را درست ارزيابى نموده از اخلاق و ملكات عاليهء انسانى كه صفحات تاريخ زندگى گذشتگان نشان مى دهد ، بهره بردارى نموده و ببهانهء اين كه ما آن دورانها را پشت سر گذاشته و از پلهائى كه عبور كردهايم ، آنها را ويران ساختهايم ، به ورشكست شدن بشر در ادامهء تاريخ حيات طبيعى رضايت ندهند . اگر آنان مى گويند : ما نمى توانيم اخلاق را با حقوق مخلوط و هماهنگ بسازيم ، براى تقويت اخلاق ، جلوگيرى از بىبند و بارىها را كه امروزه جوامع را فرا گرفته و مضار و تباهىهاى آنها را با چشم خود مى بينند ، جنبهء قانونى بدهند .
اين متفكران بزرگ بخوبى مى دانند كه فساد و تباهىهاى بىبند و بارى خيلى مهلكتر از تلخى عصيانهاى موقت انساننماها ميباشد . در صورتى كه خود همين انسان نماها هم قربانى سكوت قوانين و حقوقها در بارهء تكليف جانهاى آنها مى باشند ، نه اين كه آنان از مادر ، انساننما زاييده شدهاند . بهر حال حقوق در « حيات معقول » با اين كه از نظر ضرورتهاى زندگى طبيعى محض پيرو خواستههاى طبيعت واقعى بشرى است ، در ضرورتهاى گرديدنهاى تكاملى پيشرو است ، يعنى در برابر بايستگىهايى كه از طبيعت زندگى فردى و اجتماعى برمى آيد ، بايستگىهاى ديگرى را كه از بعد محرك رو به كمال انسانى برمى آيد ، توصيه مى نمايد كه نه تنها آدمى را از نتايج عالى اين بعد برخوردار مى سازد ، بلكه بايستگىهاى زندگى طبيعى را نيز تنظيم و با منطق صحيح بجريان مى اندازد .
٤ - روابط اجتماعى در حيات معقول حيات معقول اين نقش معجزه آسا را بعهده گرفته است كه رابطهء انسانها