ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - ٢ - عنصر دوم ١٧١ حيات معقول ١٨٧ تصفيهء حساب انسان در حال حركت با نيروها و فعاليتهاى جبر مشروط و شبه جبرى زندگى طبيعى است
بازى نبوده و با قيافهء كاملا قانونى و رياضى رو بيك هدف والا در حركت است و من بايد راه قانونى خود را در اين حركت هدفدار انتخاب كنم آرى ، همهء اين آگاهىها در دسترس ما فرزندان آدم قرار گرفته است . آنچه كه در « حيات طبيعى محض » ما جريان دارد ، اينست كه من مى توانم بدون آن آگاهىها زندگى كنم و اين « مى توانم » با اين مسئله كه آگاهى « محالست » و « امكانناپذير است » و « هرگز نمى شود » مخلوط مى گردد و فكر گردانندگان و رهبران را راحت ميكند ٢ - عنصر دوم « حيات معقول » تصفيهء حساب انسان در حال حركت با نيروها و فعاليتهاى جبر مشروط و شبه جبرى زندگى طبيعى است .
ما بايد ببينيم رابطهء ما با آن همه عوامل جبرى و شبه جبرى كه از طبيعت و همنوع خود پيرامون ما را گرفته است ، چيست و سپس ببينيم آيا ما مى توانيم و قدرت آنرا داريم كه آزادى و اختيار شخصيت خود را كه در اعماق جان ما زبانه مى كشد ، درست بجا آورده و از آن مايهء حياتى برخوردار شويم يا نه آرى ما مى توانيم به چنين مرحله اى از رشد برسيم بلى ، مى توانيم باين مرحله از رشد كه عنصر دوم « حيات معقول » است برسيم . نخست باين مسئلهء روشن توجه كنيم كه انسان جاندارى است كه زندگيش با حالت پذيرش و انفعال و تأثر آغاز مى گردد ، سپس تدريجا نيروهاى موجود در وى به فعاليت مى پردازند و بدون اين كه واقعيت هستى را بهم بزند با همان نيروهاى فعال پديدههاى طبيعى و روابط انسانى را تا آنجا كه بتواند با موقعيت مطلوب خود توجيه و تطبيق مى نمايد و نمى گذارد هر پديده اى تأثير طبيعى خود را بطور جبر دروى بوجود بياورد . لباس مى پوشد و از تأثير سرما جلوگيرى مى نمايد . بيمارى را تشخيص مى دهد و دواى آنرا تهيه مى نمايد و آن بيمارى را از اثر مى اندازد . . . اگر بشر در برابر عوامل جبرى و شبه جبرى با نظر به قانون عليت دست خود را مى بست و بخود چنين تلقين ميكرد كه من در مقابل عوامل جبرى ناتوانم ، در همان آغاز زندگيش در اين كرهء خاكى محو و نابود مى گشت . در صورى كه بشر با افزايش كمى و تنوع كيفى بسيار شگفتانگيز ،