ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - دو بعدى بودن اجزاء ١٧١ حيات معقول ١٨٧ در مسير هدفهاى تكاملى عقلانى
بالا بدون حيازت مرحلهء پائين تحقق نمى پذيرد . بدينجهت هر يك از شئون « حيات معقول » براى وصول به مرحلهء عالىتر بعد وسيله اى را نيز دارا ميباشد .
بعنوان مثال : ما كه امروز و در اين ساعت معين در اين كلاس براى بحث و گفتگو در بارهء مسائل مربوط به « حيات معقول » نشستهايم ، از ديدگاه « حيات معقول » قابل تحليل به دو بعد يا دو عنصر اساسى ميباشد : بعد يا عنصر يكم - جنبهء هدفى اين بحث و گفتگو است كه ما آگاهانه و با تنظيم نمودهاى جبرى و جبرنماى طبيعت و روابط همنوعان خود ، اين ساعت را براى خود آماده نمودهايم ، شخصيت ما در آماده كردن اين ساعت ، با بهره بردارى از انديشه و تصور هدف و انتخاب وسيلههاى مناسب ، تلاشهاى متنوع نموده و اين حادثه را براى ما بوجود آورده است ، اين حادثه تموجى معقول از حيات ما است ، اين تموج معقول يكى از حركات ذاتى حيات ما است كه از متن خود حيات سر كشيده است . بوجود آوردن اين تموج دامنهء همان « كن » ( باش ) است كه خداوند هستىآفرين براى بوجود آوردن جهان هستى گفته است . بعد يا عنصر دوم - كارى كه ما در اين ساعت انجام مى دهيم ، مى تواند مقدمه اى مفيد براى تفكرات صحيح در بارهء موضوع كارمان كه « حيات معقول » است ، بوده باشد ، كه اگر به تفكراتى صحيح موفق شديم ، و در زندگى خود روش هنرى را مثلا انتخاب كرديم هنرهائى كه از مغزهاى ما بروز خواهد كرد معقولتر و اصيلتر و مفيدتر خواهد بود ، و اين آثار هنرى معقول و اصيل تموج عاليترى از « حيات معقول » ما است كه سر خواهد كشيد و بنوبت خود در ايجاد گرديدنهاى تكاملى فردى و اجتماعى تأثير خواهد گذاشت . آيهء قرآنى كه لزوم اين عنصر را در « حيات معقول » تذكر مى دهد ، اينست كه مى گويد : ( وَالسَّابِقُونَ ، السَّابِقُونَ أُولئِكَ ) [١] ( آن انسانهائى كه در حال سبقتجويى [ در ميدان حيات معقول ] هستند شايستهء نزديكى به پيشگاه
[١] الواقعه آيه ١٠ .